جهت تماس یا لینک بنده لطفا ایمیل بزنید
آدرس ایمیل در پروفایل بنده میباشد
ممنونم
سالهای میان 1935 تا 1939 کارگردانان فرانسوی موفق به ابداع سبک و روش ویژهای شدند که باعث اعتبار سینمای فرانسه شد. گرایش به واقعیتها و انتقاد شدید اجتماعی همراه با نوعی بدبینی نامشخص از ویژگی این فیلمها بود که جنگ بر آنها سایه افکند.
ژان ویگو:
یکی از نیرومندترین و در عین حال ناشناختهترین استعدادهای سینمای فرانسه بین سالهای 1905 تا 1935 بود و 3 فیلم به یادگار گذاشت.
فیلمشناسی:
1- درباره نیس 1929: فیلم کوتاه
2- نمرهی اخلاق صفر 1933:
نخستین فیلم بلند «ویگو» -توصیف زندگی در یک مدرسه بسیار محافظه کار شبانهروزی و مقرراتی (از دیدگاه بچههای مدرسه) و با نیشخندی گزنده شیوههای جاری آموزش و پرورش را به باد انتقاد میگیرد و در برابر نهادهای کلیسا، پلیس و مدرسه به مبارزه میپردازد.
3- آتلانت 1934:
آخرین فیلم «ویگو» -برخوردار از عناصر واقعی و شاعرانه- آتلانت نام کشتیایست که کاپیتان آن تازه ازدواج کرده و همسرش از زندگی در کشتی فرار میکند و ملوانان کشتی او را به نزد کاپیتان باز میگردانند.
رنه کلر: پدر سینمای فرانسه:
فیلمشناسی:
1- آنتراکت 1924:
یک فیلم دادائیستی از توالی بیربط پیوند شکلها، نورها، ریتمها و اندیشهها تشکیل میشد.
2- پاریس خفته 1924:
دانشمند دیوانهای به کمک اشعهای سحرآمیز پاریس را به خواب میبرد. مضمون فیلم به قول کلر «کنتراست بین بیحرکتی و حرکت است»
3- شیخ در مولن روژ یا شبح به غرب میرود 1924:
یک شبح آزادانه در پاریس پرسه میزند. (یادآوری و رجعت به خاطرات دوران کودکی رنه کلر)
4- کلاه حصیری ایتالیایی 1927:
فیلمی کمدی و شاهکار فیلمهای صامت کلر –در شب عروسی یک زوج همه به دنبال کلاهی هستند که اسب آنرا خورده- رجعت به گذشتهی کلر
5- سکوت طلاست 1924 «رجعت به گذشته»
6- شعلههای نواورلئان «رجعت به گذشته»
7- آزادی از آن ماست 1928: اوج هنر رنه کلر
8- رؤیای شیرین 1928 یا گلهای شب
زیباترین آثار تخیلی رنه کلر –جوانی که در رؤیا زندگی میکند آدمهای عادی زندگیش را به دنیای خوابهایش میبرد و با آنها حوادثی وهم آلود و رؤیایی را میگذراند.
9- برج 1928
10- همه طلاهای دنیا 1928
ماجرای روستایی ساده لوح است که به پاریس میآید و با مردم و مسائل آنها تضاد پیدا میکند.
11- دروازه پاریس یا زیر بامهای پاریس 1930
باعث نجات سینمای فرانسه شد و به وضوح نشانههای مقاومت «رنه کلر» را در برابر سینمای ناطق نشان میدهد. ماجرای زندگی آوازخوانی که به علت سوءتفاهم توقیف شده و پس از آزادی میمیرد –گفتگوها در این فیلم کم و صوت و تصویر در هماهنگی کامل به سر میبرد.
12- میلیون 1931:
اوج هنر کلر –نخستین اپرای سینمایی است- گمشدن یک بلیط بخت آزمایی و تغییر و تعقیب و گریزهای بسیار
13- آخرین میلیاردر 1934
14- زیبایی شیطان 1949 «بازگشت به دوران گذشتهی کار»
سبک شناسی:
1- تجسم کلر از مناظر و صحنههای متفاوت محیط زندگی، وجود رکورد هنرپیشه را از خاطر میزداید
2- دیدی رئالیستی همراه با بیانی شاعرانه، دلنشین و لطیف
3- مایه تکرار شونده فیلمهای او: آوازخوانان دوره گرد در میدانها و کوچه پس کوچههای شهر (طنز اجتماعی)
مارس کارنه:
فیلمهایش از معروفترین نمونههای رئالیسم شاعرانه فرانسه است. عدهای معتقدند که اگر «کارنه» فقط فیلم «بچههای بهشت» را ساخته بود، باز هم جای او در ردیف بزرگترین فیلمسازان جهان قرار داشت. این اهمیت کارنه و جایگاه بچههای بهشت را میرساند.
فیلمشناسی:
1- الدورادوی یکشنبه 1929: اولین اثر امپرسیونیستی اوست و درباره پرسههای روزهای یکشنبه در ساحل مارن
2- ژنی 1936: سرگذشت مادری که برای جلب توجه جوانی با دختر خود به رقابت میپردازد.
3- درام خندهناک 1937: همسر یک پروفسور پیر برای اینکه کشیش را که از اقوامش است ملاقات نکند وانمود کرده که در خانه نیست
4- ساحل مهآلود 1938: شب سربازی وارد بندر شده و دنبال کشتی میگردد -دختری را عاشق میشود و در درگیری با عموی جنایتکار دختر میمیرد- نمایشگر دنیایی است که به خیر و شر تقسیم گردیده و زیبائیهای تصویری و دیالوگهای جذاب واقعیت و خیال به آن ارزش میدهد
5- روز برمیآید 1938: کارگری که رقیب خود را کشته و در اتاقی در زیر سقف پنهان شده –ساختار فیلم گذر از زمان حال به گذشته و بالعکس که با بیانی رئالیستی و شاعرانه با جنبههای اجتماعی است.
سبک شناسی:
1-رنج و مرگ موضوع اصلی فیلمهای او و بیشتر فیلمهای فرانسوی این دوره است
2- بیشتر در فضاهای داخلی با دکور کار میکرد و از فیلمبرداری در فضاهای طبیعی پرهیز میکرد
3- ارجح دانستن بخش غمانگیز و تاریک زندگی.
4- علاقه و توجه به محرومین و مسائل اجتماعی به ویژه تعارض میان فرد و جامعه
5- تجزیه و تحلیل افراد در محیطهای خاص و تنگناها و تعارض میان دنیای خودخواه و فاسد و «انسان»ی که به دنبال یافتن خوشبختی است.
ژان رنوار: امپرسیونیسم با بیانی شاعرانه:
فرزند «آگوست رنوار» نقاش بزرگ امپرسیونیسم –از بزرگان رئالیسم شاعرانه فرانسه که طنزی تلختر و گزنده داشت –بر خلاف کلر که نهادهای اجتماعی را محکوم و به ستایش انسان میپرداخت «رنوار» نهادهای اجتماعی را تو خالی میداند ولی مستقیم به آن نمیپردازد و انسان را مسئول این خطا میداند و بر خلاف کلر که موضوعیت آثارش از باله و ترانه بود او از نقاشی بود (حساسیت به سایه روشن- شکل- بافت)
فیلمشناسی:
1- دختر کبریت فروش 1928
2- نانا 1926
3- ماده سگ 1931
4- بودوی نجات یافته از آب 1932: یک عتیقه فروش بودو را از آب نجات داده و به خانه میآورد و بودو با کلفت ازدواج نکرده و فرار میکند
5- تونی 1935: تراژدی اجتماعی-عشقی تونی کارگر عاشق زن اسپانیایی است و به اتهام قتل شوهرش اعدام شده و در انتها زن قاتل شوهرش است.
6- جنایت آقای لانژ 1936: کارگران استثمار شده از غیبت از باب سود جسته و کتاب لانژ را چاپ کرده و بازگشت ارباب لانژ تصادفاً او را میکشد
7- زندگی از آن ماست 1936: بیانیه اجتماعی رنوار علیه فاشیسم، بیعدالتی، گرسنگی و بیکاری میباشد.
8- پیک نیک یا گردشی در ییلاق 1936: دختری پیک نیکی با نامزد و پدر و مادرش را تعریف میکند که دختر با جوان دیگری برخورد کرده و عاشق بیسرانجام او میشود.
9- توهم بزرگ 1937: از شاهکارهای رنوار –فرار چند زندانی از بازداشتگاه آلمانی جنگ اول جهانی که جنگ را نمیبینیم. تأثیر جنگ بر رابطهی ملتها و طبقات اجتماعی
10- قاعده بازی 1939: پایان غم انگیز روابط عاشقانه نامشروع شخصیتهای فیلم در یک شکار دستهجمعی –طنز تلخ فیلم آن را مهم کرده است.
ویژگی سبکی:
1- تعهد اجتماعی با نگاهی به روابط اجتماعی
2- جویبار آرام، صاف ران لوزان، گرمای مواج و سنگین ظهر در فیلمهای او جان میگیرند.
3- روح نقاشی امپرسیونیستی و رماننویسی ناتورایستی در فیلمهای او به خوبی نمایان است.
4- هجو پرواز اجتماعی بود. (کمدی رفتار)
5- دیالوگ در فیلمهای او برخلاف آثار کلر، برجستگی خاصی دارد.
6- سنت فیلمسازی ادبی را وصل میکند به موج نوی فرانسه
7- حس شگفت انگیز رئالیسم بصری، عشق عمیق به طبیعت و قدرت وصف شاعرانه محیط طبیعی.
دادائیسم:
این مکتب زائیده نومیدی و اضطراب و هرج و مرج است که از خرابی و آدمکشی و بیداد جنگ جهانی اول
حاصل شد و از 1915 تا 1922 دوام آورد.
بانیان آن: «مارسل یانکوی» نقاش، «تیریستیان تزارا» و «هانس آرپ» را میتوان نام برد که «تزارا»
واژهی «دادا» را برای مکتب تازه تأسیس خود برگزید.
تفکرات «دادائیستی» به سینما هم راه یافت و افرادی همچون «من ری»، «هانس ریشتر»، «رنه کلر» و
«فرنان لژه» جذب آن شدند. هرکس بخواهد فیلمهای مکتب دادائیسم را با معنی دقیقی ارزیابی کند به راهی
خطا میرود چرا که این فیلمها چیزی جز تفریح نشاط انگیز و نوعی تأئید آزادی بی حد و مرز نبودند.
فیلمشناسی:
1- «باله مکانیکی 1924»: کارگردان: «فرنان لژه»
رقص کاسهها و ظروف و پیچ و مهرهها و در بینشان... پیرزنی که چندین بار از پلههای بالا میآید.
2- «بازگشت به عقل» 1923: کارگردان: «من ری»
تعدادی دگمه و سوزن را روی فیلم خام قرار داده. نگاتیو را ظاهر کرده و به نمایش درآورد. این فیلم نخستین
فیلم تمام سوررئال است که در 6 ژوئیه 1923 توسط «تریستان تزارا» در مراسمی شبانه به تماشاگران ویژه
معرفی شد و با هو کشیدن حاضران روبرو برگردید
3- «آنتراکت» 1924: کارگردان: «رنه کلر»
در آغاز فیلم، ستونها، سقفها و دودکشها به طور پراکنده و در هم و برهم ظاهر میشوند. «من ری» و «مارسل
دوشان» در گوشه پشت بامی سرگرم بازی شطرنج هستند. تصویر حمل تشریفاتی جنازهای وارد کادر میشود
که پیشاپیش آن شتری در حال حرکت و تاج روی سرش از نان و ژامبون تشکیل شده و سوگواران همراه، از آن تغذیه میکنند و ...
4- «ریتم» و «سمفونی مورب»: کارگردان: «هانس ریشتر»
ویژگیهای سبکی:
1- ریتم تند
2- رها شدن از قید عناصر دراماتیک یا مستند
3- رسیدن به موسیقی ناب تصویری
4- عدم حضور هر نوع محتوایی در فیلم
5- نابود کننده هر منطق و نظم و هدفی
سوررئالیسم:
پایدارترین گرایش اصلی در هنر و ادبیات اروپای پس از جنگ اول که از نگرهی روانکاری «فروید» تأثیر
بسیار گرفته است و از 1920 قوت میگیرد. از پیشگامان آن «آندره برتون» شاعر و شعار نهضت: «پیروی
از ناخودآگاه» است. رؤیا، کابوس، غریزه و توهم و یا میل به طغیان علیه هرگونه نظام موجود و منطق منبع الهامشان در آثارشان است.
آوازه «لوئیس برنوئل» با «سگ آندسی» و همکارش «سالوادور دالی» با «عصر طلایی» بخش بزرگی از
تاریخ سینمای سوررئال را در زیر سایه خود میگیرد. در 1929 جالبترین فیلم «من ری» «ستاره دریایی»
که فیلمی اصیل و بدیع در نوع خود است ساخته میشود و بالاخره در میان سالهای 1925 و 1931 سه فیلم
سوررئال تمام عیار ساخته میشود: «صدف و مرد روحانی» «سگ آندلسی» و «عصر طلایی»
تفاوت سوررئالیسم و دادائیسم:
رابطه بین «دادا» و سوررئال بسیار پیچیده است. زیرا هم نقاط اشتراک دارند و هم وجوه اختلاف.
1- سوررئالها دارای تفکر سیاسی بودند و «بورژوازی» را دشمن خود میدانستد.
2- نمایش و عیان سازی «حقیقت پنهان» موجود در پدیدهها، در کانون توجه سوررئالها بود.
3- «تخیل» که مهمترین ابزار سوررئالها بود، در مکتب دادائیسم زیاد مورد توجه نبود.
4- بر خلاف سوررئالها، دادائیسمها نتوانستند زیبایی شناسی منسجمی بوجود آورند و این امر مانع ماندگاری این مکتب شد.
5- مکتب سوررئال سعی در بررسی و کشف امکانات ضمیر ناخودآگاه داشت چیزی که در مکتب دادا به هیچ وجه وجود نداشت.
لوئیس بونوئل:
«شب هنگام، مردی پشت پنجره، نزدیک بالکن، تیغ ریش تراشی را تیز میکند، از میان پنجره به آسمان می
نگرد و میبیند که توده ابری کوچک به سوی ماه که بدر تمام است پیش میرود؛ آنگاه سر یک دختر جوان که
چشمانش یکسر باز است دیده میشود. مرد به سمت دختر میرود. لبه تیغ به یکی از چشمهای دختر نزدیک
میشود، توده ابر کوچک از روی ماه میگذرد، لبه تیغ از روی مردمک چشم دختر جوان میگذرد و آنرا دو پاره
میکند.» این تصویرها نخستین نماهای سینمای لوئیس بونوئل است.
فیلمشناسی:
1- سگ اندلی 1928:
با همراهی «سالوادور دالی» -دنیایی با حوادث بی منطق و وقایع در هم رفته- هر صحنه فیلم با وجود غیر
منطقی بودن رویداد آن، برخوردار از خصلت نمایش دقیق و لطیف است
2- عصر طلایی 1930:
بیانیه سورئالها در تجلیل و ستایش بی شائبه از عشق دیوانه وار است –قدرت نظم (کلیسا، خانواده، پلیس و
ارتش) بیآبرو و مورد حمله قرار گرفته است –شهر، آراستهای که وقتی از نزدیک به گوشه گوشه آن مین
گریم زندگی در آن از درون از معنی و مفهوم خالی شده شهری که خیلی ساده میتواند هر جای زمین باشد.
آنچه عصر طلایی را از یک اثر معمولی فراتر میبرد این است که میان عناصر نامتناجس و واقعیات روابط
شاعرانه و به معنی واقعی کلمه سورئال ایجاد میکند.
3-هوردها یا سرزمین بی نان 1932:
گزارش مستندی درباره مناطق فقیرنشین اسپانیا
4- فراموش شدگان 1950:
افراد را در محیط اجتماعیشان همراه با تضادها، رؤیاها، آرزوها و دلهرههایشان به تصویر میکشد. تصویر
رؤیایی فیلم که «پرها» به هوا میروند و گفتگوها با دهان بسته انجام میشود و آدمها با وزش باد حرکت می
کنند دیدنی و به یاد ماندنی است.
5- صعود به آسمان 1951:
سرگذشت یک اتوبوس مسافربری که به هنگام رگبار از معبری کوهستانی عبور میکند و سکانسهای رؤیایی
نظم آنرا میشکند
6- مرد خشن 1952:
در محیط قصابخانه، قصابی شرافتمندانه در برابر یک سرمایه دار قرار میگیرد که پدر ضعیف النفس او را به
وحشت انداخته است
7- فیلم او 1953:
به تحلیل روانی و روحی یک بیمار روانی میپردازد. که فیلمی است انتقادی علیه بورژوازی و کلیسا.
8- رابینسون کروزوئه 1953
9- طاعون جنگل 1956
10- نازارین 1959:
کشیش مکزیکی میخواهد فرامین مذهبی را بدون هیچگونه سازشی تحقق بخشد. در این فیلم بونوئل با مذهب درگیر میشود.
11- دختر جوان 1960
12- ویردیانا 1961:
اعتراضی شدید است علیه «دوستی» و «باورهای مذهبی» مسیحیت که برندگی بیشتری نسبت به فیلم
«نازارین» دارد. فیلم سرشار از تصاویر غافلگیر کننده سورئالیستی و برخوردار از مونتاژی حیرت انگیز ا
ست. تصاویر این فیلم اعتقاد و ایمان به ابدی بودن این نظام را ویران میسازد. در این فیلم خیر و شر هر دو
سفسطههایی هستند که راهی جز به بنبست نمیبرند و یادآور نقاشیهای «گویا» «برش» و «ماکس
ارنست» میباشد. جایزهی بزرگ جشنواره کن را گرفت.
13- فرشته مرگ 1960:
فیلمی است تمثیلی و انتقادات قدیسی بونوئل از موضوعات اجتماعی و مذهبی این بار در پوشش سوررئال.
14- فرشته نابود کننده 1962
15- دفتر خاطرات یک مستخدمه 1964
16- بل دوژور 1967
جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی
19- شبح آزادی 1977
20- این میل مبهم هوس 1977
ویژگی سبکی بونوئل و سوررئالیسم:
1- سوررئالیسم از سمبولیسم پدید آمد.
2- روش سوررئالیستها عبارت است از نسبت دادن خواص غیر عادی به اشیاء عادی
3- کنار هم گذاشتن اشیاء و مفاهیم و کلمات ظاهراً بیارتباط با یکدیگر
4- به هم ریختن رابطهی موضوع با متن
5- اصلیترین دستاورد سوررئالیسم، کشف واقعیت پنهان است.
6- ظهور حشرات و پرندگان نزد بونوئل به شکل سورئال صورت میگیرد. سکانس آغازین «عصر طلایی» از
یک فیلم مستند درباره عقربها تشکیل شده بود. در «سگ اندلسی» مورچهها و در «فراموش شدگان» مرغها
و خروسها در شکل سوررئال نقش اساسی دارند.
7- بونوئل به هیچ قانون، سنت، وهم یا آیینی رحم نمیکند و به نام غرایز اولیه انسانی تمام اشکال ریا و
دوگانگی را به استهزاء میگیرد.
8- یکی از اصلیترین مایههای سینمای بونوئل بازدارندگی نهادها و قراردادهای اخلاقی جامعه در راه دستیابی
به خواستهای فردی و ناهمسویی این نهادها با منش واقعی انسان است.
9- در سینمای بونوئل، آدمها در میانه تلاش ناپایدار و بیسرانجام خود، برای رهایی از پایندهای اخلاقی،
بازدارندگی ساختار اجتماعی را در بت وارگی چیزهای پیرامون خود بازمیشناسند. در این میان چند تن از تب
وارهها 1- خانه 2- صداها 3- انگیزشهای جنسی 4- محصولات فرهنگی را میتوان برشمرد.
سینمای ناطق:
در پایان دهه پس از 1920 به علت اینکه رادیو و اتومبیل رقیبان تازهی سینما آمده بودند و نیز درآمد خانوادههای متوسط برای تفریحات گرانتر بالا رفته بود و گرانترین بازیگران هالیوود جاذبه فروش خود را از دست داده بودند فروش بلیط پائین رفته بود. در 1926 «برادران وارنر» از سر ناچاری «ویتانون» را ساختند. در اوت 1926 یک فیلم کامل موسیقی دار به نام «دون ژوان» به نمایش گذاشته شد.
در اکتبر 1927 نخستین فیلم ناطق در برادوی به نام «خواننده جاز» با بازی «ال جانسون» و کارگردانها «آلن کراسلند» ساخته شد. در ژوئیه 1928 فیلم «چراغهای نیویورک» یا «روشنائیهای نیویورک» که نخستین فیلم کامل «تمام ناطق» بود و اولین نمونه «ژانر گانگستری» نیز هست ساخته شد.
«رنه کلر و آیزنشتاین»: صدا سینما را جذب نمیکند، بلکه این سینماست که صدا را جذب میکند.
«رژه عشق» در هالیوود به کارگردانی «ارنست لوبیچ» آلمانی ساخته شد. او به دوربین تحرک داد و از دوبله به عنوان راه حل هنری کمک گرفت. «هاله لویا» 1929، تجربهای درخشان از فن صدا بود. اهمیت این فیلمها استفاده هنری از صدا و مچ کردن آن با تصاویر بود.
اولین نمایش فیلم در شوروی 1896 توسط برادران لومیر- سپس" رابرت ویلیام پل" انگلیسی و نمایندگان شرکت ادیسون دارتکوف در1907 استودیوی کوچک سینمایی تاسیس کرد.
در 1908 فیلم" ایوان مخوف" اثر "گونچاروف" و1910 " بیتر کبیر" اثر"کامی هانس" تحت تاثیر فیلمهای پر زرق و برق ایتالیایی ساخته شد.
در1914 مقاله "مایاکوفسکی " درباره سینما به سینمای شوروی رونق داد. بین سالهای1923 و 1930 تعدادی از فیلمهای شوروی اساسا از سبک ویژه ای برخوردار بودند که امروزه آن را با عنوان" سبک مونتاژ" می شناسیم. مشهورترین هواداران این سبک که جزو برجسته ترین شخصیتهای سینمایی این دوره بودندعبارتند از:
1)ژیگاورتوف و نظریه سینمای حقیقت
بعد از انقلاب اکتبر به سوی سینما کشیده شد و کارش را با مونتاژ فیلمهای خبری جنگی شروع کرد .او با جمع آوری و چاب فیلمها یک فیلم 3 ساعته به نام "سال تولد انقلاب اکتبر"1918 ساخت که اولین فیلم کامل اتحاد شوروی بود و سپس نظریه" سینما- چشم " را ارائه داد.
"سینما- چشم "در حقیقت "دیدن و نشاندن جهان از زاویه انقلاب جهانی سوسیالیستی است" . ورتوف معتقد بود چشم مکانیکی دوربین کامل کننده چشم آدمی برای دیدن جهان است.
نظریه سینما -حقیقت :
این روش زندگی رآ نچنان که هست مشاهده و ضبط می کند. زندگی در اینگونه فیلمهای خبری ضمن عبور ازبرابر عدسی دوربین اثری دقیق و تقلید ناپذیر از خود بجای می گذارد ، با استفاده ازاین شیوه زندگی به درون عدسی دوربین نفوذ می کند .موضاعاتی که با این شیوه روی نوار دوربین ضبط می شود دستیابی به عالیترین هدف سینما را مکمل می سازد( ضبط واقعیت)
چکیده نظریه "سینما -چشم "ورتوف: فیلمساز باید تصویری بیندیشد، نه ادبی. او باید بتواند اندیشه هایش را با دستمایه ها و ابزارهای تکنیکی فیلم عملا منطبق و هماهنگ کند .چشم انسان ناقص است و توانایی دیدن و درک همه چیز را ندارد.
فیلمشناسی:
"مردی با دوربین فیلمبرداری1929" معروفترین فیلم اوست. این فیلم مراحل گوناگون تهیه یک فیلم از لحظه فیلمبرداری تا نمایش است و صد در صد مونتازی و قهرمانش دوربین است.
مجموعه فیلمهای" سینما- حقیقت "در 23 قسمت ازسال 1922 تا 1925 از سراسر شوروی گرفته شده بود حالت روزنامه خبری داشت.
2)لف کولشف:
در 1919 اولین مدرسه سینمایی شوروی را پایه ریزی کرد .با استفاده از فیلمهای قدیمی "ایوان ماژوخین" بازیگر روسی و مونتاز آنها فیلم تازه ای ساخت تا ثابت کند گآنچه به فیلم معنا می دهد محتوای نماها نیست بلکه نحوه ترکیب انهاست". او معتقد است تماشاگرچیزی رامی بیند که مونتاز به او القا می کند وآنرا مونتاژ خلاق نامید و در فیلم "ماجرای عجیب اقای ولت در سرزمین بلشویک 1924" ارائه داد .شاهکار او فیلم "براساس قانون"1924 است .اولین فیلم ناطق او "افق" نام دارد.
3) سرگئی میخائیلوویچ آیزنشتاین:
وی پس از بازبینی فیلمهای مشهور خارجی به ویژه آمریکایی دریافت که موفقیت آنها به بازیگران و ستارههایش بسته است. او به جای ستارگان از مردم استفاده کرد به جای طرح داستانی ترکیبی از ترفندهای بصری، تمهیدهای فنی، تمثیلها و استعارهها را به کار برد و در «اعتصاب» آنرا بکار برد. پس «رزمنا و پوتمکین» را که فیلمی سفارشی- دولتی بود ساخت از نخستین انقلاب روسیه در 1905 -پس اکتبر یا ده روزی که دنیا را تکان داد و آخرین فیلم صامتش «کهنه و نو» قهرمان فردی را تجربه کرد پس فیلم ناتمام «زنده باد مکزیک» 1932 و 1938 آلکساندر نوسکی با هنرمندی «نیکلای چرکاسف» و موسیقی «سرگئی پروکوفیز» که فیلمی بود عظیم و حماسی با نورپردازی سایه روشن اکسپرسیرن؟؟؟ و به کار گیری میزانسنهای جمعی و پیچیده که به مونتاژ دیاکلتیکی ایرنشتاین اضافه شد و برای او سبکی ویژه به همراه آورد که زین پس در تمام فیلمهایش دیده میشود.
«ایوان مخوف1946-1944» فیلمی دو قسمتی که سبک آیزنشتاین را در اوج نشان میدهد و در قیمت دوم در فصل طولانی «گارد محافظ» برای اولین و آخرین بار فیلمبرداری رنگی را تجربه کرد وی در 1948 در 58 سالگی بر اثر سکته قلبی درگذشت.
فیلمشناسی:
1- اعتصاب 1925: بازگو کننده وقایعی در دوران تزار در یک کارخانه که به غلط به کارگری تهمت زده و او خودکشی میکند. کارگران دست به اعتصاب زده و با درگیری پلیس کشتار شدیدی آغاز میشود. در این فیلم شخصیتها بیشتر تیپ هستند.
2- رزمنا و پوتمکین 1925: بازسازی رویدادهایی است که در رزمنا و پوتمکین و بندر اودسا در روزهای انقلاب ناکام 1905 رخ داد. که دارای 5 اپیزود: 1- ملوانان از خوردن گوشت کرم زده امتناع میکنند. 2- دستور اعدام چند تن از ملوانان و سرپیچی دیگر ملوانان از شلیک شورش و پرتاب افسران به دریا و کشته شدن یکی از ملوانان 3- شهروندان اودسا بر جنازه او جمع شده و خشم مردم اوج میگیرد 4- مردم برای ملوانان غذا میفرستند و ارتش مردم را پای پلکان اودسا قتل عام میکند، با شلیک توپ از سوی کشتی قتل عام متوقف میشود 5- چند ناو به سوی پوتمکین روانه شده ملوانان آنان را برادر خود خوانده و اجازهی عبور مییابند.
3- اکتبر یا ده روزی که دنیا را تکان داد 1927: یک فیلم مستند خاص که به یک شهر حماسی یا پوستی تبلیغاتی سیاسی میماند
4- کهنه و نو 1929
5- زنده باد مکزیک 1932
6- دشت بژین 1937
7- الکساندر نوسکی 1938: وحدتی کم نظیر میان موسیقی و تصویر –اثری قوی، زیبا، پیچیده در قالبی حماسی تاریخی که چهرههای شاخص آن مردم واقعی نیستند بلکه نهادها هستند و جنگ نیز نبرد میان سربازان نیست بلکه برخورد میان اندیشههاست.
گفتگوی زیادی ندارد –کاملاً نمادگرایانه است و ؟؟؟ بر پایه تضاد است به ترکیب بندی تصویر متکی است. سکانس نبرد روی یخ آن جزو شاهکارهای تاریخ سینماست.
8- ایوان مخوف در دو قسمت 46-1944: زندگی ایوان مخوف حاکم و بنیانگذار روسیه در سدههای شانزدهم میلادی که در 17 سالگی به عنوان اولین تزار روسیه تاجگذاری کرد. در این فیلم به انگیزههای روانی شخصیتها اهمیت داده شده و تزار را متفکر و ارزشمند دانسته است.
ویژگی سبکی:
1- عدم استفاده از قهرمان مفرد
2- تکرار معنادار بعضی نماها
3- عنصر ابهام به عنوان یکی از وجوه ساختاری
4- اغراق نمایشی در شیوه پرداخت میزانسن و کمپوزیسیونهای بصری
5- کات از یک نما به نمای دیگر وقتی صورت میگیرد که تنشهای نما به حد نهايي انبساط رسیده باشد.
6- تدوين توليد تصادمهاي سخت ميكنى و همبستگیهای نرم
7- تعارض دو نما (تزو آنتی تز) تولید یک ایدهی کاملاً نوین میکند (؟؟؟) الف ب= ج
8- صحنه اصلی فیلم در حال جریان به یکباره به نمایی استعاری یا تمثیلی قطع میشود که بخشی از فضای داستان نیست و به زمان و مکان مرسوم روایت آن تعلق ندارد.
4- وسوالد پودوفکین:
در مدرسه دولتی فیلم مسکو اسم نوشت و زیر نظر «لف کولشوف» فن بازیگری و فیلمسازی را آموخت. اولین فیلمش «تب شطرنج 1925» بر اساس انقلاب 1905 روسیه و ماجرای یک قیام کارگری سرکوب شده است. فیلمنامهاش از داستان «مادر» نوشته نویسنده بزرگ «ماکسیم گودکی» اقتباس شده است. فیلم بعدی او «سرانجام سن پترزبورگ 1927» درباره درماندگی و زندگی فلاکت بار کارگران روسی پیش از انقلاب است. آخرین فیلم صامت او «نوادهی چنگیزخان» یا «طوفان بر فراز آسیا» 1938 است. فیلمهای ناطق او چندان موفق نبودند. «یک مسأله ساده» 1932 و «فراری» 1933.
ویژگیهای سبکی:
1- بر خلاف آیزنشتاین علاقه زیادی به استفاده از بازیگران سرشناس و معروف داشت.
2- مونتاژ خود را «مونتاژ ساختاری» نامید. در این مونتاژ تصویر از نظر عاطفی و توصیفی به حمایت یکدیگر آمده و به فهم کلی یاری میکنند.
3- فرمول مونتاژی پودوفکین بر خلاف آیزنشتاین است. الف ب= الف ب
4- برای یک نمای واحد ارزش کمی قائل میباشد زیرا «مفهوم» از پیوند نماها پدید میآید نه در یک نمای کوتاه
5- با سر هم شدن یک سلسله نما مفاهیم جدیدی بوجود میآید.
6- فیلمساز باید جوهر واقعیت را ضبط کنید، نه صرفاً ظاهر واقعیت را
5) الکساندر داوژنکو «هومر» سینما، شاعر حماسهسرا:
دهقان زادهای که در یک روستای اکراینی چشم به جهان گشود. نخستین فیلم بلندش «چمدان دیپلوماتیک» 1927 که مضمونی سیاسی جنگی داشت. فیلم بعدیاش «ژوئیگورا» 1927 یک فیلم پیچیدهی تجربی که زمینهی افسانهای-تاریخی با مضمونی انقلابی داشت- فیلم بعدیاش «زرادخانه» 1929 مضمونش مبارزه طبقهی کارگر اوکراین هنگام جنگهای داخلی و سپس شاهکار خود «زمین» را ساخت که مبارزه دهقانان علیه »کولاکها» را با حساسیت شاعرانه به تصویر کشید و با این فیلم نمایندهی هنر اوکراین شناخته شد و «هومر» سینما لقب گرفت.
نخستین فیلم ناطقش «ایوان» 1932 درباره طرح بهرهبرداری نیروی برق از سد عظیمی است که روی رودخانهی «نیپر» ساخته شده است. در 1935 فیلم «آیروگاد» را برای استودیو «مسفیلم» ساخت که درباره یک شهر خیالی است که به پیشرفته ترین وسایل فنی و تکنولوژیک مجهز است. در 1939 فیلم «شورز» را ساخت که داستان قهرمانیهای «نپکلای شورز» فرمانده محبوب گارد مردی است. نخستین فیلم رنگی او «میچورین» درباره گیاه شنسا روسی میچورین است.
فیلمشناسی:
1- زونیگورا 1928: در زمانهای دور گنجی در خاک پنهان است. تلاش پیرمردی که سالها در پی این گنج است بیفایده است و چند داستان مختلف ماجرای گنج را دنبال میکند: 1- واقعهای که پیرمرد میگوید 2- شکست سوارکاران در کاوش زمین 3- کشیش سیاهپوش که مردم را از راه دخمه به سوی گنج برده و در تاریکی سر به نیست میکند 4- قطارانقلاب که در دشت پیش میرود.
2- زرادخانه 1929: این فیلم پایهی یکی از شاخههای سینما که امروزه به نام سینمای سیاسی مشهور است و تکامل زیادی یافته به شمار میآید. و به بازگویی داستان مربوط به جنگ جهانی اول و انقلاب پرولتاریایی میپردازد. در این فیلم صامت، یک میان نویس با مضمون زیر میآید: «آه، مادر سه پسر داشت. اما حالا دیگر فرزندی ندارد!
3- زمین 1930: فیلم با تصویر آخرین لحظات زندگی پیرمردی موسپید آغاز میشود. پیرمرد سیبی میخورد و میمیرد. اطراف او را باغ و زمین حاصلخیز، شکوفهها و سیبها است. جوانان روستا میخواهند نخستین تراکتور را برای مزرعه اشتراکی به ده بیاورند رانندهی تراکتور کشته میشود و قاتل از ترس انتقام مردم به میان دشت میرود و خود را پنهان میکند.
ویژگیهای سبکی:
1- برجستهترین ویژگی زبان تصویری او، ایجاز و قدرت فوق العاده روی گزینش رویدادهای فیلم است. در آثار او رویدادها به صورت حلقههای زنجیر و به شیوههای فیلسوفانه به هم پیوند خوردهاند و تصاویر از یکدیگر جدایی ناپذیرند و از حداکثر فشردگی و ایجاز سود جستهاند.
2- در فیلم «زرادخانه» صحنهای است که زن دهقانی فقیر و تنگدست، در خاک شخم خورده بذر میپاشد. داوژنکو در یادداشتی پیرامون این صحنه در حاشیه فیلمنامه زرادخانه مینویسد: «این تصویر تجسم یک آواز است. زن روستایی بر پهنه دشت به یک آواز بصری میماند. عبارت «آواز بصری» دقیقاً بیانگر یکی از مهمترین جنبههای سبک سینمایی داوژنکو است.
3- تأکید بر اخلاق انسانی و متعالی قهرمانان فیلمهایش
4- ترکیب همزمان شکوه حماسی قهرمانان و دل انگیزی شاعرانه چشماندازهای طبیعت.
5- استفاده از نماهای طولانی آهنگین و پرتنش
این فیلمساز بزرگ دانمارکی زاهد اسکاندیناویایی سختگیری که در فیلمهایش به بررسی روانشناسانه گناه و ازمون دشوار اثبات بی گناهی قهرمانانش می پردازد. فیلمهای او ظاهری ساده ولی درونی مملوء از عواطف انسانی دارد و به موسیقی ای از عواطف واحساسات و مصائب انسانی شبیه است. مشهورنرین اثرش "مصائب ژاندارک" است. این فیلم در تاریخ سینما به خاطر استفاده فراوان از نمای نزدیک به فیلم "کلوزاپ" مشهور است.
فیلم شناسی:
1)برگهایی از دفتر شیطان1919 :این فیلم چهار اپیزودی به نقد انقلابهای فرانسه و روسیه (1-در فلسطین 2-تفتیش عقاید 3-انقلاب فرانسه 4-گل سرخ فنلاند )می پردازد.
2)مصائب ژاندارک1928: مشهورترین اثر درایر- با بازی ماری فا لکونتی در نقش ژاندازک که به محاکمه ژاندارک و سوزاندانش می پردازد.
3)خون اشام 1923: درشب ورود دیوید به مهمانخانه ای ،پیرمردی بسته ای به اومی دهد تا در صورت مرگش در انرا باز کند پس از مرگ پیرمرد دیوید بسته را باز می کند و کتابی در مورد خون اشامان است که دیوید با کشتن بیرزنی مرموز دختر پیرمرد را ازطلسم ازاد می کند.
4)روز خشم1943 : در یکی از روستاهای دانمارک زنی به جادوگری متهم می شود و کشیش پیر روستا مسئول قضاوت می شود، زن را می سوزاند و او هنکام مرگ کشیش را نفرین می کند.
5)کلام (اردت)1954 : پیرمردی خودرای که همسرش مرده، 3 پسر دارد. همسر یکی از انها در موقع زایمان می میرد و در روز تدفین پسر دیگر که به علت تفکر زیاد در باب مقالات مذهبی فلسفی تعادل روانی متعادلی ندارد به یاری کلام مقدس او را زنده می کند.
6)گرترود 1964: ماجرای زن چهل ساله ای که از ازدواج و شوهرخود راضی نیست.
در حوالی1918 نسل جدیدی از فیلمسازان در فرانسه پدیدار شد که سردمداران آن لوئی دلوک، ژرمن دولاک، مارسل لربیه ،ژان اپستاین وآبل گانس بودند که متفقا بر علیه" سینمای فیلمبرداری شده از تئاتر "که سنت رایج سینمای فرانسه بود موضع گرفته و به جای آن نوعی مبانی زیبا شنا سی تصویری از هنر سینما را طرح کردند." بی علاقگی به شیوه بیان داستانی و دفاع ازسینمای موسوم به "سینمای ناب" از دیکر نقطه نظرهای انان بود". ویژگی اصلی فیلمهای دهه 20 فرانسه تاثیر پذیری از نقا شی امپرسیونیستی با تصاویری شاعر گونه محزون و خط کم رنگ داستانی است .
1)آبل گانس:
جزو برجسته ترین کارگردانان سینمای صامت فرانسه- فیلمهای حمایش متاثراز سبک امپرسیونیسم فرانسه بود.اولین فلیمش "نجات هلند "1911 –با"فیلم جنون دکتر توب1914 "که کمدی برجسته ای بود که در ان شخصیت اصلی فیلم تحت تاثیر داروهای توهم زا قرار دارد سروصدایی به راه می اندازد. در این فیلم او تمهیدات تجربی دوربین یعنی اعوجاج لنز و آیینه بهره برد." چرخ"1922 استفاده نواورانه از مونتاز سریع و فیلم عظیم و ضد جنگ "من متهم می کنم 1919"حاوی بسیاری از تمهیدات سینمایی مانند: حرکت سریع برهم نمایی و زوایای غیر عادی دوربین است که باعث شد به کانس لقب "گریفیث اروپا" را بدهند. برجسته ترین فیلم او "ناپلئون1927" است که زمان 4 ساعت و35 دقیقه ای دارد و پنج سال طول کشید و چهار سکانس فیلم که شبیه یکدیکرند روی سه پرده مجزا که اطراف تماشاگران را احاطه کرده بودند به نمایش در امد که این تمهید سه پرده ای بودن به نام "پلی ویژن" برای اولین بار بود که اجرا می شد. در 1934بازیگرانش را برای صداگذاری با دیالوگ فراخواند و 1936پس از تدوین دوباره به نمایش گذاشت و اولین فیلم آن زمان بود که با صدای استریوفونیک به نمایش در می امد.
2)ژان اپستاین:
تئوریسین و از بیشگامان آوانگاردهای سینمای فرانسه بود و مهمترین فیلمش "زوال خاندان اشر1928" است که راجع به بزگ خاندان اشر است که مشغول نقاشی ای از تک چهره همسرش است. هر چه کار بیشر پیش می رود زن بیشتربه سوی مرگ می رود و در نهایت می میرد.
3)لوئی دلوک :
فیلمهای او چیزی جز مالیخولیای سرنوشتی به بیراهه رفته نبود. در فیلم "تب 1921"که از فیلمهای معروف اوست دختری آرزوی رسیدن به گلی را دارد که از دور می بیندش و در اخر معلوم می شود این گل مصنوعی است. "جشن اسپانیایی" و" خانم هیچستان 1922"نیز کار اوست.
4)مارسل لربیه :
اثار او مشخصا نشانگر معمولی بودن محتوا وظریف بودن بیش از حد زبان سینمایی است مهمترین اثر او "الدرادو 1922"است که یک داستان عشقی غم انگیز است. فیلمهای دیکر او "دون ژوان1922" "فاوست 1922" "وحشی1922، پول1928 نوشته امیل زولا" و" شب رویایی1942" است.
5)ژرمن دولاک :
"مادام بوده عاشق پیشیه1922 "بهترین فیلم اوست .ماجرای مادام بوده عاشق پیشه و خندان را بازگو می کند که ازدواجش با یک بازرگان سرد وبی روح او را دچار روئای مرگ می کند .در این فیلم دوربین امپرسیونیستی دولاک با تدوینی خلاقی تصاویر بدیعی را خلق نمود. فیلم مهم دیکراو" صدف و مرد روحانی1928" است.
سالهای نخستین پس ار جنک جهانی اول سالهای پر مخاطره ای در المان بود. سقوط هیتلر اشغال المان توسط فرانسه و بلژیک، تورم، دزدی ،قتل و غارت در اوج بود .ار اینجا بود که اکسپرسیونیسم با زبانی پر از نماد و استعاره که به عمد مبهم بود و تنها خواص می توانستند معنای انرا درک کنند پس از ادبیات نقاشی و تئاتر وارد سینما شد.
اکسپرسیونیست می گوید:
ما باید خود را ازطبیعت منفک کنیم و بکوشیم تا گویاترین توصیف هر شیء را منتزع سازیم. انها سعی داشتند ظاهر واقعی دنیا را به هم ریخته و انرا انطور که "بود" نشان ندهند بلکه با اعتراض به از خود بیگانکی و استبداد ازطریق عشق و محبت ندای صلح سر دهند.
اولین فیلم این مکتب" دانشجوی پراگ"1913 ساخته" پل وگنر"( شعبده بازی دانشحویی را به کار می گیرد تا به قتلهایی دست بزند و دانشجو در نهایت خودکشی می کند)
مشهورترین فیلم این مکتب "مطب دکتر کالیگاری"1919ساخته "روبرت وینه" میبا شد.
نویسنده بزرگ این دوران "کارل مایر" سناریست فیلمهای :مطب دکتر کالیگاری، پله های عقبی،طلوع، تارتوف و...
ویژگی سبکی سینمای اکسپرسیونیست آلمان:
1)استفاده از داستانهای پیچیده که وقایع ان در مکانهای مخوف و هزار تو رخ می دهد.
2)استفاده از فضاهای داخلی و فیلمبرداری استودیویی.
3)اهمیت دکور و ویژگی خاص صحنه پردازی.
4)استفاده از نورپردازیهای پرکنتراست با سایه روشنهای تیز و خطوط شکسته و نماهای کابوس گونه.
5)استفاده اغراق شده از گریم و چهره پردازی برای نشان دادن ویژگیهای درونی شخصیتها.
6)تغییر در ماهیت ادمی انسانی توسط نیروهای نامرئی هدایت می شود و برای انجام اعمالش خود را مسئول نمی داند.
7)قهرمان این فیلمها از میان حکام مستبد دیوانگان خوابگردان و دانشمندان دیوانه انتخاب می شوند.
مهمترین فیلمسازان و فیلمهای مکتب اکسپرسیونیست:
1)فریتز لانگ :
محتوای فیلمهایش ترس وحشت نفرت یاس و جنون است.
فیلمشناسی:
1)عنکبوت ها 2)مرگ خسته 3)زیگفریلد و انتقام کریمهیلد4) ام 5)مترو پلیس 6)جاسوسها7) شما فقط یک بار زندگی می کنید8) بر خورد در شب 9)گرمای بزرگ 10)وقتی که شب به خواب می رود 11)ورای یک شک منطقی 12)مقبره هندی 13)ببرایشاپور14) هزار چشم دکتر مابوزه
مرگ خسته 1921:زن جوانی تلاش می کند تا از مرگ محبوبش جلوگیری کند مرگ به جوان سه فرصت می دهد و در نهایت مرگ به زن نشان میدهد که تمام تلاشهایش بی فایده بوده است.
دکتر مابوزه 1922: دکتر تبهکاری است که کاراگاهی را که در تعقیب اوست هیپنوتیزم می کند وپس از دستگیری او یک دیوانه است.
فیلونگن1923 :شامل دو بخش است :1)مرگ زیگفرید 2)انتقام کریمهیلد. پهلوان زیگفرید پس از کشتن اژدها در خون او غوطه ور می شود و روئین تن می شود و عا شق شاهزاده کریمهیلد شده و کشته می شود. کریمهیلد با "اتیلا" ازدواج کرده و انتقام مرگ زیگفرید را از مسببین می گیرد.
این فیلم در پی اعتراض نا سیونالیستهای تندروی المانی قسمت دومش در دوره نازیها به نمایش در نیامد .
مترو پلیس1925: گرانترین پروزه کمپا نی المانی "اوفا" تا ان زمان باصرف 2000000 مارک.
شهری در سال 2000 که در ان کارگردان بدون وقفه و در دهها طبقه زیرزمین کارمی کنند و ارباب در بالا زندگی می کند. دختری به نام ماریا مردم را به شورش وا می دارد. ارباب یک ادم مصنوعی به شکل ماریا خلق می کند تا جلوی شورش را بگیرد عشق پسر ارباب به او باعث نجاتشان می شود.
ام1931 :پلیس و تبهکاران به دنبال قاتل روانی اند که دختر بچه های خردسال را به قتل می رساند. تبهکاران اتفاقی او را می گیرند اما پلیس قاتل را نجات می دهد.
2)رابرت وینه :
مطب دکتر کالیگاری مشهورترین فیلم اکسپرسیونیسم ساخت اوست که اوضاع و احوال المان پس از جنگ را نشان می دهد. کالیگاری تبلور زورمندی مثل "هیتلر "و "سزار" نیز توده های مردمند که کورکورانه به زورمند خدمت می کنند. این فیلم اولین فیلم"هنری" دنیا ست و اولین فیلمی که به بازسازی واقعیت عنایت نشان نداد .
3)گئورگ ویلهم پابست:
مشخصه اصلی فیلمهای او صلح طلبی، عدالت اجتماعی، روان شناختی و زوال و فساد جامعه است.
او با اولین فیلمش "گنج"1923 خود را به عنوان پیرو مکتب اکسپرسیونیسم شناساند ولی خیلی زود راه خود را کج کرد و با فیلم "خیابان غم زده "1925پا به عرصه "رئالیسم نوین" نهاد و از المان چهره ای فاسد و منحط نشان داد.
"روح1926 "و "عشق ژان نی 1927"جدایی کاملشس را از اکسپرسیونیسم نشان داد.
فیلم شناسی:
0)بحران1) جعبه پاندورا 1929 ، 2 )دفتر خاطرات دختر گمشده1929 ،3)جهنم سفید در پتیز پالو1929 ، 4)جبهه غرب1918(1930) ، 5)اپرای سه پولی1931 ، 6)رفاقت1931، 7)دون کیشوت 1932 ، 8)مقلدها1941 9)پاراسلسوس 1942، 10)محاکمه 1947
رفاقت 1931:
در مرز مشترک المان و فرانسه گروهی معدنچی مشغول کارند معدن فرو می ریزد و المانیها به کمک فرانسویان می روند. پس از عملیات نجات دولت سدی محکم بین کارگران المانی و فرانسوی ایجاد می کند.
4)فریدریش ویلهم مورنائو:
بسیاری او را یکی از درخشانترین چهره های هنر هفتم می دانند یکی از صحنه هایی که در بسیاری از فیلمهای او دیده می شود صحنه ایست که ادمها از میان تاریکی( مه یا دود) با حرکت اهسته بیرون امده و به تدریج روشن و درخشان می شوند.
فیلمشناسی:
1)ابلیس 2)شوریدگی 3)گوژپشت و رقاصه 4)سفر به درون شب 5)نوسفراتو یک سمفونی وحشت 1922 6)مزرعه مشتعل7 ) شبح 8)از خانه رانده شده 9)حقیرترین مرد/ اخرین خنده 1924 ، 10)تارتوف 11)فاوست 1926، 12)طلوع1927 ، 13)چهارشیطان 14)دوازدهمین ساعت/ شب وحشت 15)تابور1930 با همکاری رابرت فلاهرتی
نوسفراتو یک سمفونی وحشت1922:
مردی که منشی معاملات املاک است همسرش رابه مقصد کار پات ترک می کند تا ترتیب فروش ملکی را به کنت اورلاک مرموز بدهد در چنگال کنت می افتد ولی فرار کرده و با چندین تابوت قلعه خود را ترک و راهی برمن می شود .خدمه کشتی می میرند و در مقصد تعدادی موش طاعونی را وارد شهر می کند. منشی نزد همسرش باز می گردد باطلوع خورشید زن منشی و کنت هر دو می میرند.
حقیرترین مرد/ اخرین خنده 1924:دربان یکی از هتلهای مجلل برلن به لباسهایش افتخار می کند. به خاطر پیری به نگهبانی توالت تنزل مقام پیدا می کند و این کار باعث به هم ریختگی روحی او شده و وقتی بستگانش می فهمند او را به مسخره می گیرند او تصمیم به خودکشی می گیرد تا اینکه به واسطه یک مشتری پولدار، ثروتی باد اورده نصیبش می شود و به عنوان یک مرد پولدار به هتل محل کارش بازمی گردد.
فاوست 1926: استاد دانشگاهی به نام "فارست" برای بازیافتن جوانی روح خود را به شیطان می دهد وبا شخصیت جدید خود" مفیستو" اروپا را می پیماید و عاشق "مارگویت" می شود و در اخر توبه می کند.
فصل آغازین فاوست ،گفتکو میان شیطان و فرشته درباره روح انسانی و شرط بستن انها راجع به روح فاوست را تاریخ نویسان سینمایی از لحظه های برجسته و شاهکار هنر سایه روشن می دانند که این سبک "مورنا" بود- از صحنه های درخشان این فیلم سفر در آلمان است -این فیلم بر کارگردانهایی چون آیزنشتاین "ایوان مخوف" ، درایر "روز خشم" و برگمن "مهر هفتم" تاثیر نهاده.
فیلم گولم 1915 ساخته مشترک پل وگنر وهنریک گالین:از فیلمهای برجسته مکتب اکسپرسیونیسم است که در مورد کارگران ساختمانی است که موجودی سفالین را که متعلق به دوره قرون وسطی است از زیر خاک بیرون اورده و یک فروشنده اشیای عتیقه با خواندن اورادی به او حیات داده و او نسبت به دختر سرور خود گرایشی غیر مجاز پیدا می کند و سرانجام دستخوش جنون می شود.
ادوین جی اس بورتر :
در 1903 فیلم سرقت بزرگ قطار را ساخت که صنعت فیلم سازی را متحول ساخت. برای نخستین بار از برش استفاده شد و نیز از مونتاز موازی.
فیلمشناسی:
1)زندگی یک مامور اتش نشانی2) سرقت بزرگ قطار 3)محکوم سابق 4)جنون فطری دزدی 5)کلبه عمو تم 6)چگونه جان توتکش را گم کرد 7)رویای یک شیطانک
دیوید وارک گریفیث پدر فن فیلم :
ازشاگردان پورتر که با نویسندگی و هنر پیشگی شروع کرد از ابداعات او نمای درشت –برش- زاویه دید و نجات در اخرین لحظه - بریدن نماها و کوتاه کردن طول آن هیجان فیلم را افزایش داد .با تغییر مکان دوربین در میان صحنه فاصله مقرر بین تماشاگرو بازیگر را از بین برد و طرز پیوند نماها ایجاد بستگی هنری از انها را ترقی داد .در 1915 تولد یک ملت را که نوشته توماس دیکسن به نام" کلانی من" است را ساخت. در 1916 "فیلم تعصب" را که به شیوه اپیزود یک باچهار داستان مجزا راجع به تعصب که عبارتند :1)از ویران شدن بابل 2)مصلوب شدن مسیح (ع)3)کشتار پروتستانهای فرانسوی در قرن 16، 4)کشمکش کارگری در عصر جدید
فیلمشناسی:
1)خانه دور افتاده 2)ما شینچی لاندل3) تولد یک ملت 1915، 4)تعصب1916، 5)آناک آردن 6)جودیت بتولیا 7)شکوفه های شکسته 8)به سوی خاور 9)آیا زندگی عالی است.
مک سنت اغازگر کمدی های کوتاه و اسلپ استیک:
وی همه قوانین طبیعت را با حقه های فیلمبرداری در هم شکست و پرده سینما را همچون رقص ساحران به نشاط و حرکت واداشت. از ابداعات او پرتاب کیک خامه ای است.فیلمهایش با یکی دو فکر اصلی در سر کارگردان شروع و اصل ماجرا در جریان فیلمبرداری شکل می گرفت. هارولدلوید ،باسترکیتون ،هری لنگدون و چارلی چاپلین، چهار کمدین بزرگ در مکتب او اموزش دیدند.
ویژگی سبکی:
1)استفاده از حوادث محال و موهوم2) سرعت عمل و تندی برش 3)صحنه های بزن و بکوب -پرواز شیرینی که به این نوع کمدی"اسلیپ استیک "می گویند و یک نویسنده انگلیسی انرا "سورئالیسم بی اشک" نامید.
چارلی چاپلین ولگرد کوچک:
در 1913 به شرکت "کی استون" مک سنت رفت. "تلاش معاش" اولین فیلم او بود. از دوربین فیلمش "مسابقات ماشینهای کوچک در ونیس" در1914 در شکل و شمایل چارلی ولگرد ظاهر شد.1918 شرکت فیلمسازیش به نام" فرست نشنال فیلم" را تاسیس کرد.در 1923پایه گذار "یونایتد ارتیست "بود.اولین فیلم بلندی که کارگردانی کرد"پسر بچه "1923.سبک چارلی چاپلین ارام و عادی است.در فیلمهایش همه چیز مخالف بااوست. ظاهر متواضعانه اش و تحقیرهایی که به او روا می شود نشانه هایی از ظلم و ستم اجتماعی است.عشق مفرط چارلی به ازادی ناب ترین بیان خود را در رقص او نشان می دهد.رقص بیان مستقیم ازادی است."زندگی سگی" تمام ژانرهای ولگرد کوچک را در خود دارد .ولگردی که به میل خود جامه قربانی به تن می کند تا دلبستگی خود را به طبقه فرودست نشان دهد. و نیز برای نخستین بار جانوری را به بازی می گیرد."دوش فنگ "1918به نشانه تلاشهای امریکا در جنگ –در" پسر بچه" از "تولد یک ملت "گریفیث تاثیر گرفته است.
فیلمشناسی
فیلمهای کوتاه:
1)قهرمان2) ولگرد 3)مهاجر4) خیابان ارام5) دوش فنک 6)زائر7) زندگی سگی(چارلی ولگرد اس و پاس و از همه جا رانده شده ای که سگ درمانده را از چنگ سگهای مهاجم نجات می دهد و با هم دوست می شوند چارلی دختری را دوست دارد و او به خاطر نداری چارلی دست رد به سینه او می زند تا اینکه طی حادثه ای سگ چارلی پولهای سرقتی دزدان را پیدا می کند)
فیلمهای بلند:
8)پسر بچه 9)خانمی از پاریس 10)جویندگان طلا 1925(چارلی در راه یافتن طلا با جیم گندهه و طوفان اندورا به کلبه باغی می رساند جیم گندهه جای معدن را فراموش کرده و با هم پولدار شده و رهسپار امریکا می شوند) 11 )سیرک1928، 12) شهر1913( فیلمی تراژیک، تلخ و گزنده ) 13)عصر جدید 1936(بازتابی از بحران اقتصادی و هجویه ای تند و شیرین علیه ماشینیزم.در فصل تسمه نقاله افتتاحیه فیلم شاهکار کورئوگرافی( هنر رقص) است.در این فیلم برای اولین بار تکلم ولگرد را می شنویم ) 14) دیکتاتور بزرگ 1940انتقاد از نازیسم 15)میسووردو 1947(کمدی جنایی چارلی شبیه لاندوی معروف متخصص قتل زنان است -در حالیکه خود متاهل و سرپرست خوبی برای خانواده اش است. طعنه به "کشتن انسانها" به صورت تک تک جنایت است اما کشتار گروهی انسانها در جنگها گناهی ندارد.شکست تجاری فیلم). 16) لایم لایت1952 (یک تراژدی کامل ) 17)سلطانی در نیویورک1957 (دارای مفاهیم فلسفی و گاه اتوبیوگرافی است). 18)کنتی از هنگ هنگ 1967(اخرین فیلم چارلی -ملودرام ساده و عاری از مفاهیم همیشگی چاپلین)
ویزگی سبکی:
1)ساختار روایی او اساسا با تراژدی همراه است ،نه کمدی 2) قهرمان نه یک شوالیه مبارز که ولگردی است مضحک و نحیف 3)فیلمهایش تلفیقی است از لبخند و قطره ای از اشک
باسترکیتون مرد چهره سنگی :
نویسنده و کارگردان و بازیگر سینمای کمدی در دوران صامت به سبب ویژگیهای سرد و بی احسا سش لقب مرد چهره سنگی بزرگ را دارد.
فیلمشناسی:
1)کرجی1921 : درگیری او برای ساخت یک وسیله خود ساخته و خارج کردن ان از خانه و انداختن آن در آب.
2)شرلوک جونیور1924: نقش یک آپاراتچی سینما را دارد که در خواب وارد دنیای فیلم در حال نمایش می شود .
3)ملوان 1924:یک کشتی اقیانوس پیمای بزرگ زمینه ای می شود تا کیتون با جثه کوچک خود برای هدایت آن دچار مشکل می شود.
4)هفت شانس 1925:کیتون متوجه می شود که اکر در ساعت 7 همان شب ازدواج کند 7000000 دلار ارث می برد .
5)شغال1926 :در این فیلم کیتون در ان به اوج قدرت حرفه ای خود می رسد کنترل لوکوموتیو دشمن را بر عهده می گیرد.
6)دانشکاه 1927: در دانشکاه برای اینکه عشقش را از دست رقیب نجات دهد با کمک انواع ورزشها به جنگ او می رود .
7)کشتی بخار بیل جونیو1927: پدر کیتون در حال از دست دادن کشتی بخار خود دست کمک به سوی پسر تحصیلکرده خود دراز می کند.
8)فیلمبردار1928 :کیتون یک عکاس معمولی است که مورد توجه یک کمپانی فیلم سازی قرار می گیرد و فیلمبردار انجا می شود.
ویزگی سبکی:
1)هیچوقت به تماشاگران تکلیف نمی کند که نگران حال کیتون( قهرمان فیلم) شود.
2)قراردادن هیکل بی حرکت خود در مقابل دنیای پیرامون و وسایل دست ساخت بشر و قوانین فیزیکی.
3)کیتون همواره بر مشکلات غلبه می کند( پایان خوش) و شخصیتی مغرور دور از دسترسی را ارائه می دهد .
4)شیرین کاریهای بصری نا شی از درگیری با اشیاء مکانیکی و عملیات محیرالعقول.
هارولد لوید:
کمدین ریز نقش و شیک پوش سینمای صامت که به عنوان سیاهی لشکر وارد سینما شد. حرکات تند و سریع تضاد او با محیط حوادث غیر مترقبه و غافلگیرکردن تما شاگر از ویژگیهای اوست .عمده ترین هدف سینمای هارولدلوید و کمدینهای همطراز او خنداندن تماشاگر است.
فیلمشناسی:
1)روی پرچین 1917، 2)حیله بزرگ منشانه1919 ، 3)پوماکربزرگ1922 4)دکترجک1922 ، 5)پنجه گربه 1934 ،6)کهکشان1946، 7) پروفسور بر حذر باش 1948، 8)گناه هارولد 1946
ویژگی سبکی:
فیلمهای لوید عموما فضایی شلوغ پر حادثه و درهم و بر هم دارند.
برادران ماکس:
پراوازه ترین کمدینهای گروهی تاریخ سینما در سالهای دهه چهل به اوج شهرت رسیدند. گروچو ،چیکو و هارپو با فیلم نارگیلها به دنیا معرفی شدند .انها پل میان کمدینهای بر تحرک سینمای صامت و سینمای ناطق بودند و توانستند بین صدا و تصویر تعادلی ایجاد کنند .
فیلمشناسی:
1)نارگیلها یا ساحل نارگیل1929 ، 2)بیسکوییت حیوانی1930 ، 3)میمون بازی1931 ، 4)اسب تو اسب 1932، 5)سوپ اردک1933، 6) شبی در اپرا 1935 7)یک روز دراسب دوانی1937، 8) در سیرک 1939، 9)به غروب برو1940، 10) فروشگاه بزرک1941 ، 11)شبی در کازابلانکا1946 ، 12)عشق شاد 1950، 13)داستان مردانه 1957
سوپ اردک: ادمی بی لیاقت رئیس جمهور کشور فریدونیا می شود و همسایه توطئه گر ان اعلان جنگ میدهد.
شبی در اپرا: گروچو، چیکر و هارپو که باعث ورشکستکی یک ابرا می شوند تصمیم می گیرند به پا گرفتن مجدد آن کمک کنند.
ماکس لندر:
او بر چاپلین تاثیر گذاشت ولی بر خلاف چاپلین تیپ یک کمدین اشرافی را بازی کرد .فیلمهایش ساختمانی شبیه رمان دارند فیلمهایش همه عناصر کمدی را در خود دارد ضمن اینکه اغلب طنزی تلخ چاشنی انهاست.