سینما
سلام

جهت تماس یا لینک بنده لطفا ایمیل بزنید

آدرس ایمیل در پروفایل بنده میباشد

ممنونم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت 18:32  توسط سعید نجاتی  | 

 برگرفته از کتاب دکتر ضابطی جهرمی"زیبایی شناسی تدوین"

1-اتصال یا ارتباط رویدادها باید خطی و پیوسته باشد و از اصل علت و معلول یا اصل کنش و واکنش پیروی کند تنها فلش بک ها و فلاش فورواردها و "فصل های مونتاژی" هستند که در روال خطی داستان دگرگونی ایجاد می کنند.

2-گذر از یک نما به نمای بعدی باید طوری انجام گیرد که رویداد ان دو نما مداومت داشته باشد.

3-انتقال بین نماها از نظر بصری نباید محسوس باشد (برش باید نرم و روان انجام شود)

ویژگیهای ترکیب بندی و قاب بندی تصویر در تدوین تداومی:

1-الگوهای گرافیکی از یک نما به نمای دیگر مشابه است

2-شکلها نسبت به هم متوازن و متقارن هستند.

3-نور پردازی تداوم و ثبات دارد.

4-رویداد دراماتیک در مرکز قاب قرار می گیرد.

5-ریتم تدوین تابع ابعاد نماست.

6-هنگام تغییر مکان دوربین ونمایش مجدد یک موضوع :

الف)بزرگنمایی و زاویه فیلمبرداری نما (یا هردو) باید عوض شود

ب)تغییر زاویه دوربین (نسبت به یک موضوع )در نمای دوم نباید کمتر از 30 درجه نسبت به محور فیلمبرداری نمای اول باشد

7-رعایت قانون 180درجه (خط فرضی )الزامی است زیرا:

الف) ثبات پس زمینه را تضمین می کند

ب) به خط دید بازیگران نسبت به هم و به نحوه ورود و خروج انها (یا دیگر موضوعات متحرک) به دو قاب متوالی تداوم می دهد

ج) جهت حرکت موضوع روی پرده را تداوم می بخشد.

د) به دید تماشاگر حکم دیوار چهارم می دهد.

8-برش انطباقی ضرورت تام دارد زیرا تدوین تداومی وابسته به انواع انطباق ها (تداوم ها) بین نماهاست.

الف)انطباق گرافیکی

ب)انطباق زوایا

ج)انطباق خط دید بازیگران

د)انطباق حرکت موضوع

9-تدوین تداومی این الگوهای قراردادی را برای تقطیع (دکوپاژ) تعیین کرده است:

الف)نمای معرف ،برش به نماهای نزدیک تراز موضوع ،برش به نمای باز معرف

ب)نما، نمای عکس

10-نماهای وابسته یا تابع وحدت(روند) تقطیع هستند( نماهایی که وحدت مکان و زمان دارند و ساختار تدوین موازی را در بر نمی گیرد)

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 16:23  توسط سعید نجاتی  | 

 

سالهای میان 1935 تا 1939 کارگردانان فرانسوی موفق به ابداع سبک و روش ویژه­ای شدند که باعث اعتبار سینمای فرانسه شد. گرایش به واقعیت­ها و انتقاد شدید اجتماعی همراه با نوعی بدبینی نامشخص از ویژگی این فیلمها بود که جنگ بر آنها سایه افکند.

ژان ویگو:

یکی از نیرومندترین و در عین حال ناشناخته­ترین استعدادهای سینمای فرانسه بین سالهای 1905 تا 1935 بود و 3 فیلم به یادگار گذاشت.

فیلمشناسی:

1- درباره نیس 1929: فیلم کوتاه

2- نمره­ی اخلاق صفر 1933:

نخستین فیلم بلند «ویگو» -توصیف زندگی در یک مدرسه بسیار محافظه کار شبانه­روزی و مقرراتی (از دیدگاه بچه­های مدرسه) و با نیشخندی گزنده شیوه­های جاری آموزش و پرورش را به باد انتقاد می­گیرد و در برابر نهادهای کلیسا، پلیس و مدرسه به مبارزه می­پردازد.

3- آتلانت 1934:

آخرین فیلم «ویگو» -برخوردار از عناصر واقعی و شاعرانه- آتلانت نام کشتی­ایست که کاپیتان آن تازه ازدواج کرده و همسرش از زندگی در کشتی فرار می­کند و ملوانان کشتی او را به نزد کاپیتان باز می­گردانند.

رنه کلر: پدر سینمای فرانسه:

فیلمشناسی:

1- آنتراکت 1924:

یک فیلم دادائیستی از توالی بی­ربط پیوند شکلها، نورها، ریتمها و اندیشه­ها تشکیل می­شد.

2- پاریس خفته 1924:

دانشمند دیوانه­ای به کمک اشعه­ای سحرآمیز پاریس را به خواب می­برد. مضمون فیلم به قول کلر «کنتراست بین بی­حرکتی و حرکت است»

3- شیخ در مولن روژ یا شبح به غرب می­رود 1924:

یک شبح آزادانه در پاریس پرسه می­­زند. (یادآوری و رجعت به خاطرات دوران کودکی رنه کلر)

4- کلاه حصیری ایتالیایی 1927:

فیلمی کمدی و شاهکار فیلمهای صامت کلر در شب عروسی یک زوج همه به دنبال کلاهی هستند که اسب آنرا خورده- رجعت به گذشته­ی کلر

5- سکوت طلاست 1924 «رجعت به گذشته»

6- شعله­های نواورلئان «رجعت به گذشته»

7- آزادی از آن ماست 1928: اوج هنر رنه کلر

8- رؤیای شیرین 1928 یا گلهای شب

زیباترین آثار تخیلی رنه کلر جوانی که در رؤیا زندگی می­کند آدمهای عادی زندگیش را به دنیای خوابهایش می­برد و با آنها حوادثی وهم آلود و رؤیایی را می­گذراند.

9- برج 1928

10- همه طلاهای دنیا 1928

ماجرای روستایی ساده لوح است که به پاریس می­آید و با مردم و مسائل آنها تضاد پیدا می­کند.

11- دروازه پاریس یا زیر بامهای پاریس 1930

باعث نجات سینمای فرانسه شد و به وضوح نشانه­های مقاومت «رنه کلر» را در برابر سینمای ناطق نشان می­دهد. ماجرای زندگی آوازخوانی که به علت سوءتفاهم توقیف شده و پس از آزادی می­میرد گفتگوها در این فیلم کم و صوت و تصویر در هماهنگی کامل به سر می­برد.

12- میلیون 1931:

اوج هنر کلر نخستین اپرای سینمایی است- گمشدن یک بلیط بخت آزمایی و تغییر و تعقیب و گریزهای بسیار

13- آخرین میلیاردر 1934

14- زیبایی شیطان 1949 «بازگشت به دوران گذشته­ی کار»

سبک شناسی:

1- تجسم کلر از مناظر و صحنه­های متفاوت محیط زندگی، وجود رکورد هنرپیشه را از خاطر می­زداید

2- دیدی رئالیستی همراه با بیانی شاعرانه، دلنشین و لطیف

3- مایه تکرار شونده فیلمهای او: آوازخوانان دوره گرد در میدانها و کوچه پس کوچه­های شهر (طنز اجتماعی)

مارس کارنه:

فیلمهایش از معروفترین نمونه­های رئالیسم شاعرانه فرانسه است. عده­ای معتقدند که اگر «کارنه» فقط فیلم «بچه­های بهشت» را ساخته بود، باز هم جای او در ردیف بزرگترین فیلمسازان جهان قرار داشت. این اهمیت کارنه و جایگاه بچه­های بهشت را می­رساند.

فیلمشناسی:

1- الدورادوی یکشنبه 1929: اولین اثر امپرسیونیستی اوست و درباره پرسه­های روزهای یکشنبه در ساحل مارن

2- ژنی 1936: سرگذشت مادری که برای جلب توجه جوانی با دختر خود به رقابت می­پردازد.

3- درام خنده­ناک 1937: همسر یک پروفسور پیر برای اینکه کشیش را که از اقوامش است ملاقات نکند وانمود کرده که در خانه نیست

4- ساحل مه­آلود 1938: شب سربازی وارد بندر شده و دنبال کشتی می­گردد -دختری را عاشق می­شود و در درگیری با عموی جنایتکار دختر می­میرد- نمایشگر دنیایی است که به خیر و شر تقسیم گردیده و زیبائی­های تصویری و دیالوگهای جذاب واقعیت و خیال به آن ارزش می­دهد

5- روز برمی­آید 1938: کارگری که رقیب خود را کشته و در اتاقی در زیر سقف پنهان شده ساختار فیلم گذر از زمان حال به گذشته و بالعکس که با بیانی رئالیستی و شاعرانه با جنبه­های اجتماعی است.

سبک شناسی:

1-رنج و مرگ موضوع اصلی فیلمهای او و بیشتر فیلمهای فرانسوی این دوره است

2- بیشتر در فضاهای داخلی با دکور کار می­کرد و از فیلمبرداری در فضاهای طبیعی پرهیز می­کرد

3- ارجح دانستن بخش غم­انگیز و تاریک زندگی.

4- علاقه و توجه به محرومین و مسائل اجتماعی به ویژه تعارض میان فرد و جامعه

5- تجزیه و تحلیل افراد در محیط­های خاص و تنگناها و تعارض میان دنیای خودخواه و فاسد و «انسان»ی که به دنبال یافتن خوشبختی است.

ژان رنوار: امپرسیونیسم با بیانی شاعرانه:

فرزند «آگوست رنوار» نقاش بزرگ امپرسیونیسم از بزرگان رئالیسم شاعرانه فرانسه که طنزی تلخ­تر و گزنده داشت بر خلاف کلر که نهادهای اجتماعی را محکوم و به ستایش انسان می­پرداخت «رنوار» نهادهای اجتماعی را تو خالی می­داند ولی مستقیم به آن نمی­پردازد و انسان را مسئول این خطا می­داند و بر خلاف کلر که موضوعیت آثارش از باله و ترانه بود او از نقاشی بود (حساسیت به سایه روشن- شکل- بافت)

 

 

فیلمشناسی:

1- دختر کبریت فروش 1928

2- نانا 1926

3- ماده سگ 1931

4- بودوی نجات یافته از آب 1932: یک عتیقه فروش بودو را از آب نجات داده و به خانه می­آورد و بودو با کلفت ازدواج نکرده و فرار می­کند

5- تونی 1935: تراژدی اجتماعی-عشقی تونی کارگر عاشق زن اسپانیایی است و به اتهام قتل شوهرش اعدام شده و در انتها زن قاتل شوهرش است.

6- جنایت آقای لانژ 1936: کارگران استثمار شده از غیبت از باب سود جسته و کتاب لانژ را چاپ کرده و بازگشت ارباب لانژ تصادفاً او را می­کشد

7- زندگی از آن ماست 1936: بیانیه اجتماعی رنوار علیه فاشیسم، بی­عدالتی، گرسنگی و بیکاری می­باشد.

8- پیک نیک یا گردشی در ییلاق 1936: دختری پیک نیکی با نامزد و پدر و مادرش را تعریف می­کند که دختر با جوان دیگری برخورد کرده و عاشق بی­سرانجام او می­شود.

9- توهم بزرگ 1937: از شاهکارهای رنوار فرار چند زندانی از بازداشتگاه آلمانی جنگ اول جهانی که جنگ را نمی­بینیم. تأثیر جنگ بر رابطه­ی ملتها و طبقات اجتماعی

10- قاعده بازی 1939: پایان غم انگیز روابط عاشقانه نامشروع شخصیت­های فیلم در یک شکار دسته­جمعی طنز تلخ فیلم آن را مهم کرده است.

ویژگی سبکی:

1- تعهد اجتماعی با نگاهی به روابط اجتماعی

2- جویبار آرام، صاف ران لوزان، گرمای مواج و سنگین ظهر در فیلمهای او جان می­گیرند.

3- روح نقاشی امپرسیونیستی و رمان­نویسی ناتورایستی در فیلمهای او به خوبی نمایان است.

4- هجو پرواز اجتماعی بود. (کمدی رفتار)

5- دیالوگ در فیلمهای او برخلاف آثار کلر، برجستگی خاصی دارد.

6- سنت فیلمسازی ادبی را وصل می­کند به موج نوی فرانسه

7- حس شگفت انگیز رئالیسم بصری، عشق عمیق به طبیعت و قدرت وصف شاعرانه محیط طبیعی.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 23:21  توسط سعید نجاتی  | 

دادائیسم:

این مکتب زائیده نومیدی و اضطراب و هرج و مرج است که از خرابی و آدمکشی و بیداد جنگ جهانی اول

 حاصل شد و از 1915 تا 1922 دوام آورد.

بانیان آن: «مارسل یانکوی» نقاش، «تیریستیان تزارا» و «هانس آرپ» را می­توان نام برد که «تزارا»

واژه­ی «دادا» را برای مکتب تازه تأسیس خود برگزید.

تفکرات «دادائیستی» به سینما هم راه یافت و افرادی همچون «من ری»، «هانس ریشتر»، «رنه کلر» و

 «فرنان لژه» جذب آن شدند. هرکس بخواهد فیلمهای مکتب دادائیسم را با معنی دقیقی ارزیابی کند به راهی

خطا می­رود چرا که این فیلمها چیزی جز تفریح نشاط انگیز و نوعی تأئید آزادی بی حد و مرز نبودند.

 

فیلمشناسی:

1- «باله مکانیکی 1924»: کارگردان: «فرنان لژه»

رقص کاسه­ها و ظروف و پیچ و مهره­ها و در بینشان... پیرزنی که چندین بار از پله­های بالا می­آید.

2- «بازگشت به عقل» 1923: کارگردان: «من ری»

تعدادی دگمه و سوزن را روی فیلم خام قرار داده. نگاتیو را ظاهر کرده و به نمایش درآورد. این فیلم نخستین

فیلم تمام سوررئال است که در 6 ژوئیه 1923 توسط «تریستان تزارا» در مراسمی شبانه به تماشاگران ویژه

 معرفی شد و با هو کشیدن حاضران روبرو برگردید

3- «آنتراکت» 1924: کارگردان: «رنه کلر»

در آغاز فیلم، ستونها، سقفها و دودکشها به طور پراکنده و در هم و برهم ظاهر می­شوند. «من ری» و «مارسل

 دوشان» در گوشه پشت بامی سرگرم بازی شطرنج هستند. تصویر حمل تشریفاتی جنازه­ای وارد کادر می­شود

 که پیشاپیش آن شتری در حال حرکت و تاج روی سرش از نان و ژامبون تشکیل شده و سوگواران همراه، از آن تغذیه می­کنند و ...

4- «ریتم» و «سمفونی مورب»: کارگردان: «هانس ریشتر»

ویژگی­های سبکی:

1- ریتم تند

2- رها شدن از قید عناصر دراماتیک یا مستند

3- رسیدن به موسیقی ناب تصویری

4- عدم حضور هر نوع محتوایی در فیلم

5- نابود کننده هر منطق و نظم و هدفی

سوررئالیسم:

پایدارترین گرایش اصلی در هنر و ادبیات اروپای پس از جنگ اول که از نگره­ی روانکاری «فروید» تأثیر

 بسیار گرفته است و از 1920 قوت می­گیرد. از پیشگامان آن «آندره برتون» شاعر و شعار نهضت: «پیروی

 از ناخودآگاه» است. رؤیا، کابوس، غریزه و توهم و یا میل به طغیان علیه هرگونه نظام موجود و منطق منبع الهامشان در آثارشان است.

آوازه «لوئیس برنوئل» با «سگ آندسی» و همکارش «سالوادور دالی» با «عصر طلایی» بخش بزرگی از

تاریخ سینمای سوررئال را در زیر سایه خود می­گیرد. در 1929 جالبترین فیلم «من ری» «ستاره دریایی»

که فیلمی اصیل و بدیع در نوع خود است ساخته می­شود و بالاخره در میان سالهای 1925 و 1931 سه فیلم

سوررئال تمام عیار ساخته می­شود: «صدف و مرد روحانی» «سگ آندلسی» و «عصر طلایی»

تفاوت سوررئالیسم و دادائیسم:

رابطه بین «دادا» و سوررئال بسیار پیچیده است. زیرا هم نقاط اشتراک دارند و هم وجوه اختلاف.

1- سوررئالها دارای تفکر سیاسی بودند و «بورژوازی» را دشمن خود می­دانستد.

2- نمایش و عیان سازی «حقیقت پنهان» موجود در پدیده­ها، در کانون توجه سوررئالها بود.

3- «تخیل» که مهمترین ابزار سوررئالها بود، در مکتب دادائیسم زیاد مورد توجه نبود.

4- بر خلاف سوررئالها، دادائیسمها نتوانستند زیبایی شناسی منسجمی بوجود آورند و این امر مانع ماندگاری این مکتب شد.

5- مکتب سوررئال سعی در بررسی و کشف امکانات ضمیر ناخودآگاه داشت چیزی که در مکتب دادا به هیچ وجه وجود نداشت.

لوئیس بونوئل:

«شب هنگام، مردی پشت پنجره، نزدیک بالکن، تیغ ریش تراشی را تیز می­کند، از میان پنجره به آسمان می­

نگرد و می­بیند که توده ابری کوچک به سوی ماه که بدر تمام است پیش می­رود؛ آنگاه سر یک دختر جوان که

چشمانش یکسر باز است دیده می­شود. مرد به سمت دختر می­رود. لبه تیغ به یکی از چشمهای دختر نزدیک

می­شود، توده ابر کوچک از روی ماه می­گذرد، لبه تیغ از روی مردمک چشم دختر جوان می­گذرد و آنرا دو پاره

می­کند.» این تصویرها نخستین نماهای سینمای لوئیس بونوئل است.

 

فیلمشناسی:

1- سگ اندلی 1928:

با همراهی «سالوادور دالی» -دنیایی با حوادث بی منطق و وقایع در هم رفته- هر صحنه فیلم با وجود غیر

 منطقی بودن رویداد آن، برخوردار از خصلت نمایش دقیق و لطیف است

2- عصر طلایی 1930:

بیانیه سورئالها در تجلیل و ستایش بی شائبه از عشق دیوانه وار است قدرت نظم (کلیسا، خانواده، پلیس و

 ارتش) بی­آبرو و مورد حمله قرار گرفته است شهر، آراسته­ای که وقتی از نزدیک به گوشه گوشه آن می­ن

گریم زندگی در آن از درون از معنی و مفهوم خالی شده شهری که خیلی ساده می­تواند هر جای زمین باشد.

آنچه عصر طلایی را از یک اثر معمولی فراتر می­برد این است که میان عناصر نامتناجس و واقعیات روابط

شاعرانه و به معنی واقعی کلمه سورئال ایجاد می­کند.

3-هوردها یا سرزمین بی نان 1932:

گزارش مستندی درباره مناطق فقیرنشین اسپانیا

4- فراموش شدگان 1950:

افراد را در محیط اجتماعی­شان همراه با تضادها، رؤیاها، آرزوها و دلهره­هایشان به تصویر می­کشد. تصویر

رؤیایی فیلم که «پرها» به هوا می­روند و گفتگوها با دهان بسته انجام می­شود و آدمها با وزش باد حرکت می­

کنند دیدنی و به یاد ماندنی است.

5- صعود به آسمان 1951:

سرگذشت یک اتوبوس مسافربری که به هنگام رگبار از معبری کوهستانی عبور می­کند و سکانسهای رؤیایی

نظم آنرا می­شکند

6- مرد خشن 1952:

در محیط قصابخانه، قصابی شرافتمندانه در برابر یک سرمایه دار قرار می­گیرد که پدر ضعیف النفس او را به

وحشت انداخته است

7- فیلم او 1953:

به تحلیل روانی و روحی یک بیمار روانی می­پردازد. که فیلمی است انتقادی علیه بورژوازی و کلیسا.

8- رابینسون کروزوئه 1953

9- طاعون جنگل 1956

10- نازارین 1959:

کشیش مکزیکی می­خواهد فرامین مذهبی را بدون هیچگونه سازشی تحقق بخشد. در این فیلم بونوئل با مذهب درگیر می­شود.

11- دختر جوان 1960

12- ویردیانا 1961:

اعتراضی شدید است علیه «دوستی» و «باورهای مذهبی» مسیحیت که برندگی بیشتری نسبت به فیلم

«نازارین» دارد. فیلم سرشار از تصاویر غافلگیر کننده سورئالیستی و برخوردار از مونتاژی حیرت انگیز ا

ست. تصاویر این فیلم اعتقاد و ایمان به ابدی بودن این نظام را ویران می­سازد. در این فیلم خیر و شر هر دو

سفسطه­هایی هستند که راهی جز به بن­بست نمی­برند و یادآور نقاشی­های «گویا» «برش» و «ماکس

 ارنست» می­باشد. جایزه­ی بزرگ جشنواره کن را گرفت.

13- فرشته مرگ 1960:

فیلمی است تمثیلی و انتقادات قدیسی بونوئل از موضوعات اجتماعی و مذهبی این بار در پوشش سوررئال.

14- فرشته نابود کننده 1962

15- دفتر خاطرات یک مستخدمه 1964

16- بل دوژور 1967

جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی

19- شبح آزادی 1977

20- این میل مبهم هوس 1977

ویژگی سبکی بونوئل و سوررئالیسم:

1- سوررئالیسم از سمبولیسم پدید آمد.

2- روش سوررئالیستها عبارت است از نسبت دادن خواص غیر عادی به اشیاء عادی

3- کنار هم گذاشتن اشیاء و مفاهیم و کلمات ظاهراً بی­ارتباط با یکدیگر

4- به هم ریختن رابطه­ی موضوع با متن

5- اصلی­ترین دستاورد سوررئالیسم، کشف واقعیت پنهان است.

6- ظهور حشرات و پرندگان نزد بونوئل به شکل سورئال صورت می­­گیرد. سکانس آغازین «عصر طلایی» از

 یک فیلم مستند درباره عقرب­ها تشکیل شده بود. در «سگ اندلسی» مورچه­ها و در «فراموش شدگان» مرغها

و خروسها در شکل سوررئال نقش اساسی دارند.

7- بونوئل به هیچ قانون، سنت، وهم یا آیینی رحم نمی­کند و به نام غرایز اولیه انسانی تمام اشکال ریا و

دوگانگی را به استهزاء می­گیرد.

8- یکی از اصلی­ترین مایه­های سینمای بونوئل بازدارندگی نهادها و قراردادهای اخلاقی جامعه در راه دستیابی

به خواستهای فردی و ناهمسویی این نهادها با منش واقعی انسان است.

9- در سینمای بونوئل، آدمها در میانه تلاش ناپایدار و بی­سرانجام خود، برای رهایی از پایندهای اخلاقی،

بازدارندگی ساختار اجتماعی را در بت وارگی چیزهای پیرامون خود بازمی­شناسند. در این میان چند تن از تب

واره­ها 1- خانه 2- صداها 3- انگیزشهای جنسی 4- محصولات فرهنگی را می­توان برشمرد.

+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1390ساعت 22:25  توسط سعید نجاتی  | 

سینمای ناطق:

در پایان دهه پس از 1920 به علت اینکه رادیو و اتومبیل رقیبان تازه­ی سینما آمده بودند و نیز درآمد خانواده­های متوسط برای تفریحات گرانتر بالا رفته بود و گرانترین بازیگران هالیوود جاذبه فروش خود را از دست داده بودند فروش بلیط پائین رفته بود. در 1926 «برادران وارنر» از سر ناچاری «ویتانون» را ساختند. در اوت 1926 یک فیلم کامل موسیقی دار به نام «دون ژوان» به نمایش گذاشته شد.

در اکتبر 1927 نخستین فیلم ناطق در برادوی به نام «خواننده جاز» با بازی «ال جانسون» و کارگردانها «آلن کراسلند» ساخته شد. در ژوئیه 1928 فیلم «چراغهای نیویورک» یا «روشنائی­های نیویورک» که نخستین فیلم کامل «تمام ناطق» بود و اولین نمونه «ژانر گانگستری» نیز هست ساخته شد.

«رنه کلر و آیزنشتاین»: صدا سینما را جذب نمی­کند، بلکه این سینماست که صدا را جذب می­کند.

«رژه عشق» در هالیوود به کارگردانی «ارنست لوبیچ» آلمانی ساخته شد. او به دوربین تحرک داد و از دوبله به عنوان راه حل هنری کمک گرفت. «هاله لویا» 1929، تجربه­ای درخشان از فن صدا بود. اهمیت این فیلمها استفاده هنری از صدا و مچ کردن آن با تصاویر بود.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1390ساعت 22:4  توسط سعید نجاتی  | 

 

اولین نمایش فیلم در شوروی 1896 توسط برادران لومیر- سپس" رابرت ویلیام پل" انگلیسی  و نمایندگان شرکت ادیسون دارتکوف در1907  استودیوی کوچک سینمایی تاسیس کرد.

در 1908 فیلم" ایوان مخوف" اثر "گونچاروف" و1910 " بیتر کبیر" اثر"کامی هانس" تحت تاثیر فیلمهای پر زرق و برق ایتالیایی ساخته شد.

در1914 مقاله "مایاکوفسکی " درباره سینما به سینمای شوروی رونق داد. بین سالهای1923 و 1930  تعدادی از فیلمهای شوروی اساسا از سبک ویژه ای برخوردار بودند که امروزه آن را با عنوان" سبک مونتاژ" می شناسیم. مشهورترین هواداران این سبک که جزو برجسته ترین شخصیتهای سینمایی این دوره بودندعبارتند از:

1)ژیگاورتوف و نظریه سینمای حقیقت

بعد از انقلاب اکتبر به سوی سینما کشیده شد و کارش را با مونتاژ فیلمهای خبری جنگی شروع کرد .او با جمع آوری و چاب فیلمها یک فیلم 3 ساعته به نام "سال تولد انقلاب اکتبر"1918 ساخت که اولین فیلم کامل اتحاد شوروی بود و سپس نظریه" سینما- چشم " را ارائه داد.

"سینما- چشم "در حقیقت "دیدن و نشاندن جهان از زاویه انقلاب جهانی سوسیالیستی است" . ورتوف معتقد بود چشم مکانیکی دوربین کامل کننده چشم آدمی برای دیدن جهان است.

نظریه سینما -حقیقت :

این روش زندگی رآ نچنان که هست مشاهده و ضبط می کند. زندگی در اینگونه فیلمهای خبری ضمن عبور ازبرابر عدسی دوربین اثری دقیق و تقلید ناپذیر از خود بجای می گذارد ، با استفاده ازاین شیوه زندگی به درون عدسی دوربین نفوذ می کند .موضاعاتی که با این شیوه روی نوار دوربین ضبط می شود دستیابی به عالیترین هدف سینما را مکمل می سازد( ضبط  واقعیت)

چکیده نظریه "سینما -چشم "ورتوف:  فیلمساز باید تصویری بیندیشد، نه ادبی. او باید بتواند اندیشه هایش را با دستمایه ها و ابزارهای تکنیکی فیلم عملا منطبق و هماهنگ کند .چشم انسان ناقص است و توانایی دیدن و درک همه چیز را ندارد.

فیلمشناسی:

"مردی با دوربین فیلمبرداری1929" معروفترین فیلم اوست. این فیلم مراحل گوناگون تهیه یک فیلم از لحظه فیلمبرداری تا نمایش است و صد در صد مونتازی و قهرمانش دوربین است.

مجموعه فیلمهای" سینما- حقیقت "در 23 قسمت ازسال 1922 تا 1925     از سراسر شوروی گرفته شده بود حالت روزنامه خبری داشت.

2)لف کولشف:

در 1919 اولین مدرسه سینمایی شوروی را پایه ریزی کرد .با استفاده از فیلمهای قدیمی "ایوان ماژوخین"  بازیگر روسی و مونتاز آنها فیلم تازه ای ساخت تا ثابت کند گآنچه به فیلم معنا می دهد محتوای نماها نیست بلکه نحوه ترکیب انهاست". او معتقد است تماشاگرچیزی رامی بیند که مونتاز به او القا می کند وآنرا مونتاژ خلاق نامید و در فیلم "ماجرای عجیب اقای ولت در سرزمین بلشویک 1924" ارائه داد .شاهکار او فیلم "براساس قانون"1924  است .اولین فیلم ناطق او "افق" نام دارد.

 

3) سرگئی میخائیلوویچ آیزنشتاین:

وی پس از بازبینی فیلمهای مشهور خارجی به ویژه آمریکایی دریافت که موفقیت آنها به بازیگران و ستاره­هایش بسته است. او به جای ستارگان از مردم استفاده کرد به جای طرح داستانی ترکیبی از ترفندهای بصری، تمهیدهای فنی، تمثیلها و استعاره­ها را به کار برد و در «اعتصاب» آنرا بکار برد. پس «رزمنا و پوتمکین» را که فیلمی سفارشی- دولتی بود ساخت از نخستین انقلاب روسیه در 1905 -پس اکتبر یا ده روزی که دنیا را تکان داد و آخرین فیلم صامتش «کهنه و نو» قهرمان فردی را تجربه کرد پس فیلم ناتمام «زنده باد مکزیک» 1932 و 1938 آلکساندر نوسکی با هنرمندی «نیکلای چرکاسف» و موسیقی «سرگئی پروکوفیز» که فیلمی بود عظیم و حماسی با نورپردازی سایه روشن اکسپرسیرن؟؟؟ و به کار گیری میزانسن­های جمعی و پیچیده که به مونتاژ دیاکلتیکی ایرنشتاین اضافه شد و برای او سبکی ویژه به همراه آورد که زین پس در تمام فیلمهایش دیده می­شود.

«ایوان مخوف1946-1944» فیلمی دو قسمتی که سبک آیزنشتاین را در اوج نشان می­دهد و در قیمت دوم در فصل طولانی «گارد محافظ» برای اولین و آخرین بار فیلمبرداری رنگی را تجربه کرد وی در 1948 در 58 سالگی بر اثر سکته قلبی درگذشت.

فیلمشناسی:

1- اعتصاب 1925: بازگو کننده وقایعی در دوران تزار در یک کارخانه که به غلط به کارگری تهمت زده و او خودکشی می­کند. کارگران دست به اعتصاب زده و با درگیری پلیس کشتار شدیدی آغاز می­شود. در این فیلم شخصیتها بیشتر تیپ هستند.

2- رزمنا و پوتمکین 1925: بازسازی رویدادهایی است که در رزمنا و پوتمکین و بندر اودسا در روزهای انقلاب ناکام 1905 رخ داد. که دارای 5 اپیزود: 1- ملوانان از خوردن گوشت کرم زده امتناع می­کنند. 2- دستور اعدام چند تن از ملوانان و سرپیچی دیگر ملوانان از شلیک شورش و پرتاب افسران به دریا و کشته شدن یکی از ملوانان 3- شهروندان اودسا بر جنازه او جمع شده و خشم مردم اوج می­گیرد 4- مردم برای ملوانان غذا می­فرستند و ارتش مردم را پای پلکان اودسا قتل عام می­کند، با شلیک توپ از سوی کشتی قتل عام متوقف می­شود 5- چند ناو به سوی پوتمکین روانه شده ملوانان آنان را برادر خود خوانده و اجازه­ی عبور می­یابند.

3- اکتبر یا ده روزی که دنیا را تکان داد 1927: یک فیلم مستند خاص که به یک شهر حماسی یا پوستی تبلیغاتی سیاسی می­ماند

4- کهنه و نو 1929

5- زنده باد مکزیک 1932

6- دشت بژین 1937

7- الکساندر نوسکی 1938: وحدتی کم نظیر میان موسیقی و تصویر –اثری قوی، زیبا، پیچیده در قالبی حماسی تاریخی که چهره­های شاخص آن مردم واقعی نیستند بلکه نهادها هستند و جنگ نیز نبرد میان سربازان نیست بلکه برخورد میان اندیشه­هاست.

گفتگوی زیادی ندارد –کاملاً نمادگرایانه است و ؟؟؟ بر پایه تضاد است به ترکیب بندی تصویر متکی است. سکانس نبرد روی یخ آن جزو شاهکارهای تاریخ سینماست.

8- ایوان مخوف در دو قسمت 46-1944: زندگی ایوان مخوف حاکم و بنیانگذار روسیه در سده­های شانزدهم میلادی که در 17 سالگی به عنوان اولین تزار روسیه تاجگذاری کرد. در این فیلم به انگیزه­های روانی شخصیتها اهمیت داده شده و تزار را متفکر و ارزشمند دانسته است.

ویژگی سبکی:

1- عدم استفاده از قهرمان مفرد

2- تکرار معنادار بعضی نماها

3- عنصر ابهام به عنوان یکی از وجوه ساختاری

4- اغراق نمایشی در شیوه پرداخت میزانسن و کمپوزیسیونهای بصری

 5- کات از یک نما به نمای دیگر وقتی صورت می­گیرد که تنشهای نما به حد نهايي انبساط رسیده باشد.

6- تدوين توليد تصادمهاي سخت مي­كنى و همبستگی­های نرم

7- تعارض دو نما (تزو آنتی تز) تولید یک ایده­ی کاملاً نوین می­کند (؟؟؟) الف ب= ج

8- صحنه اصلی فیلم در حال جریان به یکباره به نمایی استعاری یا تمثیلی قطع می­شود که بخشی از فضای داستان نیست و به زمان و مکان مرسوم روایت آن تعلق ندارد.

4- وسوالد پودوفکین:

در مدرسه دولتی فیلم مسکو اسم نوشت و زیر نظر «لف کولشوف» فن بازیگری و فیلمسازی را آموخت. اولین فیلمش «تب شطرنج 1925» بر اساس انقلاب 1905 روسیه و ماجرای یک قیام کارگری سرکوب شده است. فیلمنامه­اش از داستان «مادر» نوشته نویسنده بزرگ «ماکسیم گودکی» اقتباس شده است. فیلم بعدی او «سرانجام سن پترزبورگ 1927» درباره درماندگی و زندگی فلاکت بار کارگران روسی پیش از انقلاب است. آخرین فیلم صامت او «نواده­ی چنگیزخان» یا «طوفان بر فراز آسیا» 1938 است. فیلمهای ناطق او چندان موفق نبودند. «یک مسأله ساده» 1932 و «فراری» 1933.

ویژگی­های سبکی:

1- بر خلاف آیزنشتاین علاقه زیادی به استفاده از بازیگران سرشناس و معروف داشت.

2- مونتاژ خود را «مونتاژ ساختاری» نامید. در این مونتاژ تصویر از نظر عاطفی و توصیفی به حمایت یکدیگر آمده و به فهم کلی یاری می­کنند.

3- فرمول مونتاژی پودوفکین بر خلاف آیزنشتاین است. الف ب= الف ب

4- برای یک نمای واحد ارزش کمی قائل می­باشد زیرا «مفهوم» از پیوند نماها پدید می­آید نه در یک نمای کوتاه

5- با سر هم شدن یک سلسله نما مفاهیم جدیدی بوجود می­آید.

6- فیلمساز باید جوهر واقعیت را ضبط کنید، نه صرفاً ظاهر واقعیت را

5) الکساندر داوژنکو «هومر» سینما، شاعر حماسه­سرا:

دهقان زاده­ای که در یک روستای اکراینی چشم به جهان گشود. نخستین فیلم بلندش «چمدان دیپلوماتیک» 1927 که مضمونی سیاسی جنگی داشت. فیلم بعدی­اش «ژوئیگورا» 1927 یک فیلم پیچیده­ی تجربی که زمینه­ی افسانه­ای-تاریخی با مضمونی انقلابی داشت- فیلم بعدی­اش «زرادخانه» 1929 مضمونش مبارزه طبقه­ی کارگر اوکراین هنگام جنگهای داخلی و سپس شاهکار خود «زمین» را ساخت که مبارزه دهقانان علیه »کولاکها» را با حساسیت شاعرانه به تصویر کشید و با این فیلم نماینده­ی هنر اوکراین شناخته شد و «هومر» سینما لقب گرفت.

نخستین فیلم ناطقش «ایوان» 1932 درباره طرح بهره­برداری نیروی برق از سد عظیمی است که روی رودخانه­ی «نیپر» ساخته شده است. در 1935 فیلم «آیروگاد» را برای استودیو «مسفیلم» ساخت که درباره یک شهر خیالی است که به پیشرفته ترین وسایل فنی و تکنولوژیک مجهز است. در 1939 فیلم «شورز» را ساخت که داستان قهرمانی­های «نپکلای شورز» فرمانده محبوب گارد مردی است. نخستین فیلم رنگی او «میچورین» درباره گیاه شنسا روسی میچورین است.

فیلمشناسی:

1- زونیگورا 1928: در زمانهای دور گنجی در خاک پنهان است. تلاش پیرمردی که سالها در پی این گنج است بی­فایده است و چند داستان مختلف ماجرای گنج را دنبال می­کند: 1- واقعه­ای که پیرمرد می­گوید 2- شکست سوارکاران در کاوش زمین 3- کشیش سیاهپوش که مردم را از راه دخمه به سوی گنج برده و در تاریکی سر به نیست می­کند 4- قطارانقلاب که در دشت پیش می­رود.

2- زرادخانه 1929: این فیلم پایه­ی یکی از شاخه­های سینما که امروزه به نام سینمای سیاسی مشهور است و تکامل زیادی یافته به شمار می­آید. و به بازگویی داستان مربوط به جنگ جهانی اول و انقلاب پرولتاریایی می­پردازد. در این فیلم صامت، یک میان نویس با مضمون زیر می­آید: «آه، مادر سه پسر داشت. اما حالا دیگر فرزندی ندارد!

3- زمین 1930: فیلم با تصویر آخرین لحظات زندگی پیرمردی موسپید آغاز می­شود. پیرمرد سیبی می­خورد و می­میرد. اطراف او را باغ و زمین حاصلخیز، شکوفه­ها و سیبها است. جوانان روستا می­خواهند نخستین تراکتور را برای مزرعه اشتراکی به ده بیاورند راننده­ی تراکتور کشته می­شود و قاتل از ترس انتقام مردم به میان دشت می­رود و خود را پنهان می­کند.

ویژگی­های سبکی:

1- برجسته­ترین ویژگی زبان تصویری او، ایجاز و قدرت فوق العاده روی گزینش رویدادهای فیلم است. در آثار او رویدادها به صورت حلقه­های زنجیر و به شیوه­های فیلسوفانه به هم پیوند خورده­اند و تصاویر از یکدیگر جدایی ناپذیرند و از حداکثر فشردگی و ایجاز سود جسته­اند.

2- در فیلم «زرادخانه» صحنه­ای است که زن دهقانی فقیر و تنگدست، در خاک شخم خورده بذر می­پاشد. داوژنکو در یادداشتی پیرامون این صحنه در حاشیه فیلمنامه زرادخانه می­نویسد: «این تصویر تجسم یک آواز است. زن روستایی بر پهنه دشت به یک آواز بصری می­ماند. عبارت «آواز بصری» دقیقاً بیانگر یکی از مهمترین جنبه­های سبک سینمایی داوژنکو است.

3- تأکید بر اخلاق انسانی و متعالی قهرمانان فیلمهایش

4- ترکیب همزمان شکوه حماسی قهرمانان و دل انگیزی شاعرانه چشم­اندازهای طبیعت.

5- استفاده از نماهای طولانی آهنگین و پرتنش

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 3:44  توسط سعید نجاتی  | 

 

این فیلمساز بزرگ دانمارکی زاهد اسکاندیناویایی سختگیری که در فیلمهایش به بررسی روانشناسانه گناه و ازمون دشوار اثبات بی گناهی قهرمانانش می پردازد. فیلمهای او ظاهری ساده ولی درونی مملوء از عواطف انسانی دارد و به موسیقی ای از عواطف واحساسات و مصائب انسانی شبیه است. مشهورنرین اثرش "مصائب ژاندارک" است. این فیلم در تاریخ سینما به خاطر استفاده فراوان از نمای نزدیک به فیلم "کلوزاپ" مشهور است.

فیلم شناسی:

1)برگهایی از دفتر شیطان1919 :این فیلم چهار اپیزودی به نقد انقلابهای فرانسه و روسیه (1-در فلسطین 2-تفتیش عقاید 3-انقلاب فرانسه 4-گل سرخ فنلاند )می پردازد.

2)مصائب ژاندارک1928: مشهورترین اثر درایر- با بازی ماری فا لکونتی در نقش ژاندازک که به محاکمه ژاندارک و سوزاندانش می پردازد.

3)خون اشام 1923: درشب ورود دیوید به مهمانخانه ای ،پیرمردی بسته ای به اومی دهد تا در صورت مرگش در انرا باز کند پس از مرگ پیرمرد دیوید بسته را باز می کند و کتابی در مورد خون اشامان است که دیوید با کشتن بیرزنی مرموز دختر پیرمرد را ازطلسم ازاد می کند.

4)روز خشم1943 : در یکی از روستاهای دانمارک زنی به جادوگری متهم می شود و کشیش پیر روستا مسئول قضاوت می شود، زن را می سوزاند و او هنکام مرگ کشیش را نفرین می کند.

5)کلام (اردت)1954  : پیرمردی خودرای که همسرش مرده، 3 پسر دارد.  همسر یکی از انها در موقع زایمان می میرد و در روز تدفین پسر دیگر که به  علت تفکر زیاد در باب مقالات مذهبی فلسفی تعادل روانی متعادلی ندارد به یاری کلام مقدس او را زنده می کند.

6)گرترود 1964: ماجرای زن چهل ساله ای که از ازدواج و شوهرخود راضی نیست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 22:51  توسط سعید نجاتی  | 

 

در حوالی1918 نسل جدیدی از فیلمسازان در فرانسه پدیدار شد که سردمداران آن لوئی دلوک، ژرمن دولاک، مارسل لربیه ،ژان اپستاین وآبل گانس بودند که متفقا بر علیه" سینمای فیلمبرداری شده از تئاتر "که سنت رایج سینمای فرانسه بود موضع گرفته و به جای آن نوعی مبانی زیبا شنا سی تصویری از هنر سینما را طرح کردند." بی علاقگی به شیوه بیان داستانی و دفاع ازسینمای موسوم به "سینمای ناب" از دیکر نقطه نظرهای انان بود". ویژگی اصلی فیلمهای دهه 20 فرانسه تاثیر پذیری از نقا شی امپرسیونیستی با تصاویری شاعر گونه محزون و خط کم رنگ داستانی است .

1)آبل گانس:

جزو برجسته ترین کارگردانان سینمای صامت فرانسه- فیلمهای حمایش متاثراز سبک امپرسیونیسم فرانسه بود.اولین فلیمش "نجات هلند "1911 –با"فیلم جنون دکتر توب1914 "که کمدی برجسته ای بود که در ان شخصیت اصلی فیلم تحت تاثیر داروهای توهم زا قرار دارد سروصدایی به راه می اندازد. در این فیلم او تمهیدات تجربی دوربین یعنی اعوجاج لنز و آیینه بهره برد." چرخ"1922 استفاده نواورانه از مونتاز سریع و فیلم عظیم و ضد جنگ "من متهم می کنم 1919"حاوی بسیاری از تمهیدات سینمایی مانند: حرکت سریع برهم نمایی و زوایای غیر عادی دوربین است که باعث شد به کانس لقب "گریفیث اروپا" را بدهند. برجسته ترین فیلم او "ناپلئون1927" است که زمان 4 ساعت و35 دقیقه ای دارد و پنج سال طول کشید و چهار سکانس فیلم که شبیه یکدیکرند روی سه پرده مجزا که اطراف تماشاگران را احاطه کرده بودند به نمایش در امد که این تمهید سه پرده ای بودن به نام "پلی ویژن" برای اولین بار بود که اجرا می شد. در 1934بازیگرانش را برای صداگذاری با دیالوگ فراخواند و 1936پس از تدوین دوباره به نمایش گذاشت و اولین فیلم آن زمان بود که با صدای استریوفونیک به نمایش در می امد.

2)ژان اپستاین:

تئوریسین و از بیشگامان آوانگاردهای سینمای فرانسه بود و مهمترین فیلمش "زوال خاندان اشر1928" است که راجع به بزگ خاندان اشر است که مشغول نقاشی ای از تک چهره همسرش است. هر چه کار بیشر پیش می رود زن بیشتربه سوی مرگ می رود و در نهایت می میرد.

3)لوئی دلوک :

فیلمهای او چیزی جز مالیخولیای سرنوشتی به بیراهه رفته نبود. در فیلم "تب 1921"که از فیلمهای معروف اوست دختری آرزوی رسیدن به گلی را دارد که از دور می بیندش و در اخر معلوم می شود این گل مصنوعی است. "جشن اسپانیایی" و" خانم هیچستان 1922"نیز کار اوست.

 

 

4)مارسل لربیه :

اثار او مشخصا نشانگر معمولی بودن محتوا وظریف بودن بیش از حد زبان سینمایی است مهمترین اثر او "الدرادو 1922"است که یک داستان عشقی غم انگیز است. فیلمهای دیکر او "دون ژوان1922"  "فاوست 1922"  "وحشی1922، پول1928 نوشته امیل زولا" و" شب رویایی1942" است.

 

 

5)ژرمن دولاک :

"مادام بوده عاشق پیشیه1922 "بهترین فیلم اوست .ماجرای مادام بوده عاشق پیشه و خندان را بازگو می کند که ازدواجش با یک بازرگان سرد وبی روح او را دچار روئای مرگ می کند .در این فیلم دوربین امپرسیونیستی دولاک با تدوینی خلاقی تصاویر بدیعی را خلق نمود. فیلم مهم دیکراو" صدف و مرد روحانی1928" است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 22:50  توسط سعید نجاتی  | 

 

سالهای نخستین پس ار جنک جهانی اول سالهای پر مخاطره ای در المان بود. سقوط هیتلر اشغال المان توسط فرانسه و بلژیک، تورم، دزدی ،قتل و غارت در اوج بود .ار اینجا بود که اکسپرسیونیسم با زبانی پر از نماد و استعاره که به عمد مبهم بود و تنها خواص می توانستند معنای انرا درک کنند پس از ادبیات نقاشی و تئاتر وارد سینما شد.

اکسپرسیونیست می گوید:

 ما باید خود را ازطبیعت منفک کنیم و بکوشیم تا گویاترین توصیف هر شیء  را منتزع سازیم. انها سعی داشتند ظاهر واقعی دنیا را به هم ریخته و انرا انطور که "بود" نشان ندهند بلکه با اعتراض به از خود بیگانکی و استبداد ازطریق عشق و محبت ندای صلح سر دهند.

اولین فیلم این مکتب" دانشجوی پراگ"1913 ساخته" پل وگنر"( شعبده بازی دانشحویی را به کار می گیرد تا به قتلهایی دست بزند و دانشجو در نهایت خودکشی می کند)

مشهورترین فیلم این مکتب "مطب دکتر کالیگاری"1919ساخته "روبرت وینه" میبا شد.

نویسنده بزرگ این دوران "کارل مایر" سناریست فیلمهای :مطب دکتر کالیگاری، پله های عقبی،طلوع، تارتوف و...

ویژگی سبکی سینمای اکسپرسیونیست آلمان:

1)استفاده از داستانهای پیچیده که وقایع ان در مکانهای مخوف و هزار تو  رخ می دهد.

2)استفاده از فضاهای داخلی و فیلمبرداری استودیویی.

3)اهمیت دکور و ویژگی خاص صحنه پردازی.

4)استفاده از نورپردازیهای پرکنتراست با سایه روشنهای تیز و خطوط شکسته و نماهای کابوس گونه.

5)استفاده اغراق شده از گریم و چهره پردازی برای نشان دادن ویژگیهای درونی شخصیتها.

6)تغییر در ماهیت ادمی انسانی توسط نیروهای نامرئی هدایت می شود و برای انجام اعمالش خود را مسئول نمی داند.

7)قهرمان این فیلمها از میان حکام مستبد دیوانگان خوابگردان و دانشمندان دیوانه انتخاب می شوند.

مهمترین فیلمسازان و فیلمهای مکتب اکسپرسیونیست:

1)فریتز لانگ :

محتوای فیلمهایش ترس وحشت  نفرت یاس و جنون است.

فیلمشناسی:

1)عنکبوت ها 2)مرگ خسته 3)زیگفریلد و انتقام کریمهیلد4) ام 5)مترو پلیس 6)جاسوسها7) شما فقط یک بار زندگی می کنید8) بر خورد در شب 9)گرمای بزرگ 10)وقتی که شب به خواب می رود 11)ورای یک شک منطقی 12)مقبره هندی 13)ببرایشاپور14) هزار چشم دکتر مابوزه

مرگ خسته 1921:زن جوانی تلاش می کند تا از مرگ محبوبش جلوگیری کند مرگ به جوان سه فرصت می دهد و در نهایت مرگ به زن نشان میدهد که تمام تلاشهایش بی فایده بوده است.

دکتر مابوزه 1922: دکتر تبهکاری است که کاراگاهی را که در تعقیب اوست هیپنوتیزم می کند وپس از دستگیری او یک دیوانه است.

فیلونگن1923 :شامل دو بخش است :1)مرگ زیگفرید 2)انتقام کریمهیلد. پهلوان زیگفرید پس از کشتن اژدها در خون او غوطه ور می شود و روئین تن می شود و عا شق شاهزاده کریمهیلد شده و کشته می شود. کریمهیلد با "اتیلا" ازدواج کرده و انتقام مرگ زیگفرید را از مسببین می گیرد.

این فیلم در پی اعتراض نا سیونالیستهای تندروی المانی قسمت دومش در دوره نازیها به نمایش در نیامد .

مترو پلیس1925: گرانترین پروزه کمپا نی المانی "اوفا" تا ان زمان باصرف 2000000 مارک.

شهری در سال 2000 که در ان کارگردان بدون وقفه و در دهها طبقه زیرزمین کارمی کنند و ارباب در بالا زندگی می کند. دختری به نام ماریا مردم را به شورش وا می دارد. ارباب یک ادم مصنوعی به شکل ماریا خلق می کند تا جلوی شورش را بگیرد عشق پسر ارباب به او باعث نجاتشان می شود.

ام1931 :پلیس و تبهکاران  به دنبال قاتل روانی اند که دختر بچه های خردسال را به قتل می رساند. تبهکاران اتفاقی او را می گیرند اما پلیس قاتل را نجات می دهد.

2)رابرت وینه :

مطب دکتر کالیگاری مشهورترین فیلم اکسپرسیونیسم ساخت اوست که اوضاع و احوال المان پس از جنگ را نشان می دهد. کالیگاری تبلور زورمندی مثل "هیتلر "و "سزار" نیز توده های مردمند که کورکورانه به زورمند خدمت می کنند. این فیلم اولین فیلم"هنری" دنیا ست و اولین فیلمی که به بازسازی واقعیت عنایت نشان نداد .

3)گئورگ ویلهم پابست:

مشخصه اصلی فیلمهای او صلح طلبی، عدالت اجتماعی، روان شناختی و زوال و فساد جامعه است.

او با اولین فیلمش "گنج"1923 خود را به عنوان پیرو مکتب اکسپرسیونیسم شناساند ولی خیلی زود راه خود را کج کرد و با فیلم "خیابان غم زده "1925پا به عرصه "رئالیسم نوین" نهاد و از المان چهره ای فاسد و منحط نشان داد.

"روح1926 "و "عشق ژان نی 1927"جدایی کاملشس را از اکسپرسیونیسم نشان داد.

 

فیلم شناسی:

0)بحران1) جعبه پاندورا 1929 ، 2 )دفتر خاطرات دختر گمشده1929 ،3)جهنم سفید در پتیز پالو1929 ، 4)جبهه غرب1918(1930) ، 5)اپرای سه پولی1931 ، 6)رفاقت1931،  7)دون کیشوت 1932 ، 8)مقلدها1941 9)پاراسلسوس 1942، 10)محاکمه 1947

رفاقت 1931:

در مرز مشترک المان و فرانسه گروهی معدنچی مشغول کارند معدن فرو می ریزد و المانیها به کمک فرانسویان می روند. پس از عملیات نجات دولت سدی محکم بین کارگران المانی و فرانسوی ایجاد می کند.

 

 

4)فریدریش ویلهم مورنائو:

بسیاری او را یکی از درخشانترین چهره های هنر هفتم می دانند یکی از صحنه هایی که در بسیاری از فیلمهای او دیده می شود صحنه ایست که ادمها از میان تاریکی( مه یا دود) با حرکت اهسته بیرون امده و به تدریج روشن و درخشان می شوند.

فیلمشناسی:

1)ابلیس 2)شوریدگی 3)گوژپشت و رقاصه 4)سفر به درون شب 5)نوسفراتو یک سمفونی وحشت  1922  6)مزرعه مشتعل7 ) شبح   8)از خانه رانده شده 9)حقیرترین مرد/ اخرین خنده 1924 ، 10)تارتوف 11)فاوست 1926،  12)طلوع1927 ،  13)چهارشیطان  14)دوازدهمین ساعت/ شب وحشت   15)تابور1930   با همکاری رابرت فلاهرتی

نوسفراتو یک سمفونی وحشت1922:

مردی که منشی معاملات املاک است همسرش رابه مقصد کار پات ترک می کند تا ترتیب فروش ملکی را به کنت اورلاک مرموز بدهد در چنگال کنت می افتد ولی فرار کرده و با چندین تابوت قلعه خود را ترک و راهی برمن می شود .خدمه کشتی می میرند و در مقصد تعدادی موش طاعونی را وارد شهر می کند. منشی نزد همسرش باز می گردد باطلوع خورشید زن منشی و کنت هر دو می میرند.

حقیرترین مرد/ اخرین خنده 1924:دربان یکی از هتلهای مجلل برلن به لباسهایش افتخار می کند. به خاطر پیری به نگهبانی توالت تنزل مقام پیدا می کند و این کار باعث به هم ریختگی روحی او شده و وقتی بستگانش می فهمند او را به مسخره می گیرند او تصمیم به خودکشی می گیرد تا اینکه به واسطه یک مشتری پولدار، ثروتی باد اورده نصیبش می شود و به عنوان یک مرد پولدار به هتل محل کارش بازمی گردد.

فاوست 1926: استاد دانشگاهی به نام "فارست" برای بازیافتن جوانی روح خود را به شیطان می دهد وبا شخصیت جدید خود" مفیستو" اروپا را می پیماید و عاشق "مارگویت" می شود و در اخر توبه می کند.

فصل آغازین فاوست ،گفتکو میان شیطان و فرشته درباره روح انسانی و شرط بستن انها راجع به روح فاوست را تاریخ نویسان سینمایی از لحظه های برجسته و شاهکار هنر سایه روشن می دانند که این سبک "مورنا" بود- از صحنه های درخشان این فیلم سفر در آلمان است -این فیلم بر کارگردانهایی چون آیزنشتاین "ایوان مخوف" ،  درایر "روز خشم" و  برگمن "مهر هفتم" تاثیر نهاده.

فیلم گولم 1915 ساخته مشترک پل وگنر وهنریک گالین:از فیلمهای برجسته مکتب اکسپرسیونیسم است که در مورد کارگران ساختمانی است که موجودی سفالین را که متعلق به دوره قرون وسطی است از زیر خاک بیرون اورده و یک فروشنده اشیای عتیقه با خواندن اورادی به او حیات داده و او نسبت به دختر سرور خود گرایشی غیر مجاز پیدا می کند و سرانجام دستخوش جنون می شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 2:58  توسط سعید نجاتی  | 

قبل از پورتر اسمیت و ویلیامسون عضو گروه برایتون(شهری بندری حومه لندن) در فیلمهایشان نمای درشت و نجات در آخرین لحظه را ابداع نموده بودند و به نظر !پورتر قبل از ساخت فیلم هایش فیلمهای این دو فیلمساز را دیده بوده است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 2:46  توسط سعید نجاتی  | 

مطالب قدیمی‌تر